مقدمه

خداوندا غفلت از تو و ناديده انگاشتن وجودت و كتمان نعمت‌هايت ، همانا غفلت ازخويشتن است.بيهوده نيست كه‌شناخت نفس را اولي بر شناخت تو دانسته‌اند، چرا كه راه شناخت تو از درون جان مي‌گذرد. چگونه منكر وجودت شوم كه وجود را تو معنايي و چه سان بر خوان نعمت بي‌منتهايت جلوس كنم و حال آنكه تمام لذت‌ها از آن توست. تو فهم لذت را به من عطا كردي. ركن تا ركن حواس پنجگانه و صدگانه‌ام جلوه‌گاه توست. لذت شنيدن نواي خوش ، ديدن جمال طبيعت ، چشيدن طعم شيرين عسل ، استشمام رايحه‌ي خوش ، لمس لطافت گل، همه را به بهاي شكر و سپاس ارزاني داشتي. همه را به ديده منت دارم و بر ذره ذره‌اش تو را سپاس مي‌گويم.

 با سلام و عرض ارادت محضر هم روستائیان عزیز، به وبلاگ روستای آغچه کندی خوش آمدید. 
این وبلاگ بیشتر در رابطه با موقعیت، طبیعت و نحوه زندگی مردم روستای همیشه جاوید آغچه کندی نوشته شده تا در اختیار علاقمندان قرار بگیره و اونا را با این خطه بیشتر آشنا کنه. 
حقیقتا گاهی خاطره ای، عکسی، پیامی از زادگاه ما، روستای آغچه کندی می تواند صیقل دهنده روح و روان خسته ی همه عزیزانی باشد که در آمد و شد روزگار، دلتنگ آن لحظه های نابند. در این راستا با دیدن تصاویر و مطالعه مطالب مذکور می توانید با تجدید خاطره ، غبار خستگی را از تن های خسته بزدایید.

دست های نیاز ما برای دریافت نظرات، پیشنهادات، انتقادات، اشعار، مطالب علمی ، تاریخی، عکس و فیلم و ...بلند است ما را یاری کنید تا انشالله بتوانیم با معرفی سرزمین آغچه کندی و جاذبه های آن گامی موثر در شناسایی آن برای علاقمندان برداریم و در این راه دست یکایک شما عزیزان را برای همکاری صمیمانه می فشاریم. لطفا با نظرات خود ما را در هرچه بهتر شدن این وبلاگ یاری کنید.
زیباترین کلمات همیشه مختص بهترین هاست ،کوتاهی دستم را ببخشیدکه وسعت توانم اندک است اما همین اندک را با عشق پیشکشتان می کنم .هرجای سرزمین ایران عزیز هستید خداوند نگهدارتان باشد . امیدوارم دوستان و هم ولایتی ها که از مطالب وبلاگ استفاده می کنند مارا نه به بهاء لیاقت بلکه به رسم رفاقت اول حلال بعد دعا نمایند. یاعلی مدد
 مدیر وبلاگ : یاسین شهابی راد
 

[ چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۱/۱۳ ] [ 9:30 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
آشنایی با روستای آغچه کندی

موقعیت جغرافیایی: روستای آغچه‌کندی، از آبادی‌های کهن و دل‌انگیز بخش مرکزی شهرستان هشترود است که با مختصات جغرافیایی ۳۷°۳۰′۵۳″ عرض شمالی و ۴۶°۴۸′۲۴″ طول شرقی، در ۳۳ کیلومتری شمال‌غربی این شهر جای گرفته است.

این روستا در دامنه‌های آرام و دشت‌های پاکیزه‌ی آذربایجان آرمیده و از شمال با روستای قره‌آغاج‌رود، از شرق با اراضی گله‌ده‌رود، از جنوب با روستای سعادتلو و از غرب با زمین‌های حاصلخیز بره‌ده هم‌مرز است.

آغچه‌کندی با ارتفاعی حدود ۱۶۷۴ متر از سطح دریا، دارد؛ جایی که طبیعت کوهستانی در آغوش بادهای خنک و آسمان درخشانش، جلوه‌ای از صفا، سکونت و زیبایی را در هم آمیخته است

تاریخچه و پیدایش: تاریخچه و پیدایش روستای آغچه‌کندی، همچون بسیاری از آبادی‌های کهن آذربایجان، در هاله‌ای از ابهام و روایت‌های شفاهی نهفته است. هرچند اسناد مکتوب و معتبری دربارهٔ زمان دقیق شکل‌گیری آن در دست نیست، اما شواهد موجود از گذشته‌ای بسیار دور حکایت دارند. وجود قبرستان‌های کهن با سنگ‌قبرهای فرسوده، غارهای طبیعی در پیرامون روستا، پیکره‌ها و نقش‌برجسته‌های سنگی، و نیز سفالینه‌های شکسته‌ای که از دل خاک برآمده‌اند، همگی گواهی روشن از دیرینگی و پیشینه‌ی پررمز و راز این آبادی‌اند. این آثار باستانی نشان می‌دهند که آغچه‌کندی از روزگاران دور مأمن انسان‌هایی بوده که در دامنه‌های آسوده و سرزمین حاصلخیز آن، زندگی، باور و هنر خود را در گذر قرون به یادگار نهاده‌اند.

نحوه معیشت و آداب و رسوم: با گذر سالیان بسیار از عمر این روستای تاریخی، آغچه‌کندی همچنان اصالت و سادگی زندگی روستایی را در دل خود حفظ کرده است. شیوه‌ی معیشت مردم بر پایه‌ی کشاورزی، دامپروری و استفاده از فرآورده‌های طبیعی استوار مانده و رنگ و بوی زندگی سنتی در آن همچنان زنده و جاری است. فرهنگ، باورها، و آیین‌های مردمان این روستا در مراسم‌های گوناگون ـ از جشن‌های شادمانه تا آیین‌های مذهبی ـ با همان صفا و صمیمیت دیرین برگزار می‌شود. آداب و رسوم کهن، همچون گنجینه‌ای ارزشمند، نسل‌به‌نسل منتقل شده و جلوه‌ای از پیوند عمیق مردم با گذشته‌ی پرافتخار و هویت بومی‌شان را به نمایش می‌گذارد.

زبان و لهجه: زبان و لهجه: زبان و لهجه‌ی مردم روستای آغچه‌کندی، بخشی دل‌انگیز از هویت فرهنگی آنان را شکل داده است. اهالی این روستا به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجه‌ی بومی و اجدادی خود سخن می‌گویند؛ لهجه‌ای گرم و صمیمی که نسیم تاریخ و میراث نیاکان را در خود دارد. مردمان این دیار همگی مسلمان و پیرو مذهب شیعه‌ی دوازده‌امامی‌اند و ایمان ریشه‌دارشان، همچون تار و پود زندگی روزمره، در رفتار، گفتار و آیین‌هایشان جلوه‌ای آشکار و پرمعنا یافته است.

جمعیت و تعداد خانوار: براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، روستای آغچه‌کندی دارای جمعیتی بالغ بر ۲۵۰ نفر در قالب ۷۰ خانوار است. سطح سواد عمومی در میان اهالی این روستا چشمگیر بوده و بیش از ۸۵ درصد از جمعیت باسواد هستند. این آمار نشان‌دهنده‌ی اهتمام مردم به آموزش و رشد فرهنگی است؛ مردمانی که در کنار حفظ اصالت‌های دیرینه‌ی خود، به دانش و آگاهی نیز ارج می‌نهند و آن را بخش مهمی از زندگی اجتماعی خویش می‌دانند.

آب و هوا: به دلیل موقعیت کوهستانی روستای آغچه‌کندی، آب‌و‌هوای آن در فصل‌های گوناگون چهره‌ای متفاوت و زیبا به خود می‌گیرد. در بهار و تابستان نسیم‌های خنک، طبیعت را سرشار از طراوت و زندگی می‌سازد، اما با فرا رسیدن پاییز و زمستان، سرما و برف چهره‌ی روستا را در پرده‌ای سپید و آرام فرو می‌برد. این تغییرات فصلی، جلوه‌ای از هماهنگی آشکار میان طبیعت و زیست مردمان آغچه‌کندی است.

جاذبه های گردشگری: از جاذبه‌های گردشگری روستای آغچه‌کندی می‌توان به چشمه‌ی درمانی ساری‌قیه با خواص درمانی منحصربه‌فرد، مجسمه‌ی سنگی شیر که یادگار دوران کهن است، رودخانه‌ی آلمالو و چشم‌اندازهای بکر و دیدنی کوهستانی اشاره کرد. این جلوه‌های طبیعی و تاریخی، روحی زنده و آرام به چهره‌ی این روستای زیبا بخشیده‌اند.

طبیعت روستای آغچه کندی: طبیعت روستای آغچه‌کندی در هر فصل، رنگ و روحی تازه می‌یابد و با جلوه‌ای گوناگون، زیبایی خویش را به نمایش می‌گذارد. در بهار و تابستان، زمین سرشار از جان و زندگی است؛ درختان سرسبز و پرمیوه در نسیم صبحگاهی می‌رقصند، صدای دل‌انگیز پرندگان از میان شاخه‌ها به گوش می‌رسد، و آرامش رود آلمالو که از میان باغ‌ها می‌گذرد، طنین لطافتی بی‌مانند در فضا می‌پراکند. در این فصل‌ها، گویی طبیعت آغچه‌کندی آیینه‌ای از بهشت است که روح انسان را صفا و روشنی می‌بخشد.

با فرا رسیدن پاییز، چهره‌ی طبیعت دگرگون می‌شود؛ برگ‌های رنگارنگ درختان همچون فرشی از نقاشی خیال‌انگیز، دامنه‌های روستا را می‌پوشانند و هر گوشه، تصویری از شعر و آرامش می‌آفریند.

اما زمستان آغچه‌کندی، سرد و سپید است؛ بادها در میان دره‌ها می‌پیچند و سکوتی آشکار بر کوچه‌ها می‌نشیند. گهگاه چنان برف می‌بارد که گویی جهان در جامی از سپیدی فرو رفته است—و تنها دل‌باختگان آرامش و سکوت طبیعت، تاب ماندن در این فصل را دارند.

فیلم هایی زیبا از طبیعت روستای آغچه کندی

👇👇👇👇

https://www.aparat.com/v/6w

https://www.aparat.com/v/LMuAa

[ یکشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۸ ] [ 1:56 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
بازی های محلی روستای آغچه کندی

بازی های بومی و محلی تبلوری از فرهنگ و میراث اجتماعی هر جامعه است که حفظ و صیانت از آن و انتقال آن به نسل های آینده وظیفه ای همگانی است. بازی هایی که هنوز هم در فصول خوش آب و هوا، روستاها را رنگین و روستاییان را سرگرم می کنند. قدمت این بازی ها به اندازه قدمت حضور بشر بر روی زمین است، هر جامعه ای با توجه به تاریخ و قدمت خود بازی های مخصوص به خود را دارد. اگر چه این بازی‌ها  امروزه با وارد شدن به عصر دیجیتال تا حدودی کم رنگ شده و جای خود را به بازی های رایانه ای داده اند، اما باز هم طرفداران خود را در میان مردم دارند.

۱_ چیلینگ آغاج 

این بازی نیاز به فضای باز و دو چوب به نام های چیلینگ ( چوبی به اندازه ۱۵ تا ۲۰ سانتی متر و به ضخامت حدوداً ۲۰ میلی متر ) و آغاج ( چوب دستی به اندازه حدوداً ۸۰ سانتی متر ) دارد و معمولاً دو نفره و گاهی گروهی توسط پسران اجرا می شود که در اینجا ما شروع کننده بازی را نفر اول و نفر مقابل را نفر دوم نامگذاری کردیم. در شکل دو نفره، ابتدا محل شروع بازی را با کندن چاله ای به عمق ده سانتی که در اصطلاح محلی آن را عبه می نامند مشخص می کنند سپس به قید قرعه شروع کننده بازی نیز مشخص می شود. این بازی شامل دو مرحله است مرحله یانی و مرحله توخماغی! در مرحله توخماغی  نفر اول چوب دستی را در کف دست و بین انگشتان خود طوری می گیرد که دو سه سانتی متر از آن در بالای دست و ما بقی در زیر دست او قرار داشته باشد، آن گاه چیلینگ را در قسمت بالای دست روی چوب دستی گذاشته، آن را به هوا پرتاب و سعی می کند با قسمت پایین چوب دستی طوری  به آن ضربه بزند که به دور ترین  نقطه هدایت شود،  نفر دوم هم در فاصله ای مشخصی قرار می گیرد و سعی می کند تا چیلینگ معلق در هوا را با چوب دستی خود بزند که اگر موفق گردد در نوبت بعدی بازی را وی شروع  خواهد کرد، در غیر اینصورت  نفر اول (شروع کننده بازی) آغاج را به صورت افقی روی عبه قرار می دهد و نفر دوم موظف است چیلینگ را از همانجا به طرف عبه بیندازد، اگر چیلینگ به آغاج برخورد کند بازی عوض می شود، در غیر این صورت  نفر اول دوباره مرحله قبلی را تکرار خواهد نمود و اگر سه بار پشت سرهم  موفق شود. وارد  مرحله یانی می رسد که در این مرحله چیلینگ را با یک دست خود به هوا پرتاب کرده و با چوب دستی خود به آن ضربه می زند. نفر دوم نیز سعی می کند که چیلینگ معلق در هوا را با چوب دستی خود بزند و درصورت موفق شدن بازی عوض می شود و در غیر اینصورت بایستی چیلینگ را به سمت عبه بیندارد که برخلاف مرحله قبلی در این مرحله نفر اول سعی می کند با چوب دستی چیلینگ را زده، مانع از رسیدن آن به عبه شود. اگر چیلینگ نزدیک عبه بیفتد و فاصله آن تا عبه کمتر  از اندازه چوب دستی باشد بازی عوض عوض خواهد شد .در مرحله یانی اگر چوب دستی نفر اول به هنگام شروع بازی به چیلینگ برخورد نکند بایستی چیلینگ را برداشته و دوباره به سمت نفر دوم بزند، در این هنگام این فرصت به نفر دوم داده می شود که باحالت یانی چیلینگ را به سمت عبه برگرداند  که اگر موفق به عبور دادن چیلنگ از روبروی عبه شود نفر اول اوت خواهد شد. ن گفته نماند که هم در مرحله یانی و هم در مرحله توخماغی نفر دوم اگر بتواند چیلینگ معلق در هوا را با چوب دستی خود از روبروی عبه عبور نماید نفر اول اوت خواهد شد اگر این اتفاق در مرحله یانی بیفتد نفر اول در نوبت های بعدی که شروع کننده بازی خواهد بود بازی را با سه تا توخماغی ولی اگر در مرحله توخماغی این اتفاق بیفتد در نوبت های  بعدی بازی را با شش تا توخماغی شروع خواهد کرد. بازی گروهی این بازی نیز همانند بازی دو نفره است با این تفاوت که اگر در بازی گروهی یکی از نفرات گروه بسوزد شانس این را خواهد داشت که نفر بعدی او را به بازی برگرداند و آن زمانی است که در مرحله یانی نفر دوم گروه بتواند چیلینگ پرتاب شده از طرف افراد گروه دوم را دفاع نماید و اسم شخص سوخته شده را با صدای بلند نام ببرد.

۲_ بش داش

شرح بازی: ابتدا با جفت تک آمدن، اینگونه که یکی از بازیکنان سنگ ها را در مشت می گیرد تا دیگری بگوید زوج است یا فرد، شروع کننده بازی مشخص می شود. هر کدام مرتکب اشتباه شوند سوخته، دیگری بازی را شروع می نماید. این بازی چندین مرحله دارد و بازیکن با اجرای موفق هر مرحله، یک امتیاز کسب می کند و به مرحله ی دیگر راه می یابد.

مرحله اول : پنج سنگ را به گونه ای که جدا از هم بایستند روی زمین پخش می کند، یکی را برداشته و به بالا می اندازد،  در فاصله پایین آمدن،  یکی از سنگ ها را از روی زمین برداشته و با همان دست، سنگ بالا انداخته را که در حال سقوط است می گیرد و به همین نحو، همه ی آنها را بر می دارد.

مرحله ی دوم : ۵ سنگ را به گونه‌ ای که دو به دو قرار بگیرند، روی زمین پخش می کند، یکی را برداشته و به بالا می اندازد و سنگ ها را ۲ تا، ۲ تا، از روی زمین درو می کند.

مرحله ی سوم: مانند مراحل فوق، منتهی ۴ سنگ روی زمین را در دو حرکت: ۱ تایی و ۳ تایی بر می دارد.

مرحله ی چهارم: مانند مراحل قبلی، منتهی ۴ سنگ روی زمین را یکجا و در یک حرکت بر می دارد.

مرحله ی پنجم: بازیکن باز سنگ ها را پخش کرده، یکی را برداشته و به بالا می اندازد و در فاصله ی بازگشت، یکی از سنگ های روی زمین را برداشته و سنگ معلق در هوا را می گیرد و با یک پرتاب دیگر، سنگی را که از روی زمین برداشته، با یکی دیگر از سنگ ها عوض می کند و به همین طریق، مرحله را با تعویض تمامی سنگ ها، به پایان می رساند.

مرحله ی ششم: در این مرحله، بازیکن با دست چپ، توسط انگشتان شصت و میانی به صورتی که انگشت اشاره روی آن سوار شده باشد پلی عریض، روی زمین می سازد سپس از حریف می خواهد که یکی از سنگها را به عنوان قراول انتخاب کند.پس از انتخاب سنگ قراول یکی از سنگ ها را برداشته و به طرف بالا می اندازد و دوباره می گیرد و در این فاصله، سنگ ها را یکی یکی حداکثر با ۳ ضربه، به ضرب انگشت میانی که از انگشت شصت به حالت فنری یا بشکن، رها می شود از زیر پل می گذراند. چون سنگ قراول آخرین گذرنده از زیر پل خواهد بود، بدیهی است حریف سنگی را به عنوان قراول، انتخاب خواهد کرد که سد معبر سایر سنگ ها باشد و مسلم است در اثر برخورد یکی از سنگ ها به قراول، بازیکن سوخته و نوبت بازی حریف خواهد شد.

مرحله هفتم: در این مرحله، بازیکن بعد از ریختن سنگ ها روی زمین، دست چپ را در یک طرف آن ها به صورت عمودی بر زمین گذاشته و دیواری را درست می کند. باز بادست راست یکی را بعد از برداشتن  به طرف بالا انداخته و دوباره می گیرد و در این فاصله بایستی یکی از سنگها را برداشته   و به آن سوی دیوار  بگذارد، این حرکت را برای تمامی سنگ ها، اجرا می کند

مرحله هشتم : در این مرحله بازیکن همه ی سنگ را یکجا به طرف بالا می اندازد، در فاصله ی بازگشت آنها، فورا دست ها را از کناره به هم می چسباند و سنگ ها را با کف دو دست می گیرد، دوباره آنها را در همان حال با دو دست بالا می اندازد و در این فاصله دست ها را وارونه کرده و از ناحیه ی انگشت سبابه به هم می چسباند و آنها را با پشت دست هایش می گیرد و سپس عکس آن را انجام داده و باز سنگ های پرتابی را با کف دو دست می گیرد، افتادن حتی یک سنگ، موجب سوختن است و هر کدام این مرحله را گذرانده باشد، برنده بازی است.

مرحله آخر: مرحله تنبیه است و دو بازیکن روبروی همدیگر می نشینند بازنده کف دستش را به زمین می چسباند و نفر برنده، سنگ ها را یکی یکی با اسامی تنبیه ها ( مانند،  مشت، سیلی، نوازش، پیچش و برداشتن عسل از کندو ) پشت دست او می چیند سپس او بایستی با یک حرکت  همه ی سنگ ها را به طرف بالا بیندازد و با دست بگیرد اگر توانست همه را بگیرد، تنبیهی متوجه او نیست  ولی بر اساس آنچه بر زمین انداخته باشد، تنبیه می شود.

البته این بازی، بنابر ذوق و ابتکار بازیکنان ماهر، می تواند مراحل زیادی را داشته باشد. به طوری که در بعضی نقاط آذربایجان بازی بش داش  را در بیش از ۲۰ مرحله هم اجرا می کنند.

3_ هشت تایی

این بازی یک ورزش بسیار متحرک و هیجان انگیز است. برای اجرای این بازی به مکان مخصوصی نیاز نیست. در حیاط خانه و یا در کوچه قابل اجرا است این ورزش در شهرهای مختلف ایران نام های گوناگون دارد مثل: خط و خانه، اِکر و دوکر، لِی لِی، شش خونه، قلعه بازی و غیره.! برای این بازی یک سنگ مسطح، زمین صاف و بدون چمن و یک قطعه گچ یا زغال نیاز هست. تعداد نفرات بازی بین دو تا هفت نفر است. هشتایی در روستای آغچه کندی به دو روش انجام می شود.روش اول : ابتدا جدول بازی را روی زمین صاف رسم می کنند. جدول مورد نظر باید دقیقا مشابه شکل بالا باشد. به طوری که خانه های ۱ تا ۳ در یک خط قرار گیرند و دو خانه ۴ و ۵ درست کنار هم و بالای ۳ خانه قبلی قرار می گیرند . خانه ۶ بالای آنها و دو خانه ۷ و ۸ در بالای خانه ۶ . سپس بازیکن اول به قید قرعه انتخاب می شود. بازیکن منتخب پشت خانه شماره یک قرار می گیرد و سنگ را به خانه ۱ پرتاب می کند یک پای خود را از زانو خم کروه و به صورت لی لی به سنگ با نوک پا ضربه می زند و آن را به خانه ۲ هدایت می کند و به داخل خانه ۲ می پرد و از خانه ۳ نیز به همین صورت عبور می کند سپس با دو پا در خانه های ۵ و ۴ قرار می گیرد. مجداً با یک پا از خانه ۶ می پرد و دو پا در خانه های ۸ و۷ قرار می گیرد. در این مرحله بدون مکث با یک حرکت دَورانی یا ۱۸۰ درجه، طوری که پای راست در خانه ۸ و پای چپ در خانه۷ قرار بگیرد، پریده و مسیر را از خانه ها به همان شکل نخست بر می گردد. هنگامی که درون خانه ۲ رسید و سنگ را از همان جا با یک ضربه از روی خانه ۱ رد کرده و به بیرون هدایت می کند خودش هم از روی خانه ۱ بیرون می پرد. وقتی نوبت به خانه ۲ می رسد  همان کار را تکرار می کند و از داخل خانه۱ از روی خانه۲ می پرد و بازی را ادامه می دهد. این بار وقتی در دور برگشت به خانه شماره ۳ رسید، باید سنگ را از روی خانه شماره ۲ رد کند و به خانه ۱ بفرستد سپس خودش از روی خانه ۲ پریده و سنگ را ابتدا از خانه ۱ به بیرون هدایت کند پس از آن خودش بیرون بپرد. اگر در هر مرحله بازیکن نتواند سنگ را با ضربات پا درست هدایت کند یا سنگ پس از ضربه زدن روی خط قرار گیرد، بازنده می شود و دور بازی در اختیار حریف قرار می گیرد. وقتی بازی با ۸ خانه انجام گرفت هدف آخر پرتاب سنگ، اگر در داخل قلعه قرار بگیرد بازیکن برنده شناخته می شود و حق انتخاب یکی از خانه ورزش ها را برای خود دارد به این ترتیب که پشت به خانه ها ایستاده سنگ را از بالای سرش به پشت پرتاب می کند، هر جا که افتاد، خانه اوست و با علامت × و نوشتن نامش آن را تصاحب می کند که در دوره های بعدی بازی می تواند در آن خانه استراحت کند در مقابل سایر بازیکن ها با مشکل مواجه خواهند شد و باید از روی آن خانه پرش کنند و اجازه ندارند که پا در آن بگذارند، مگر اینکه صاحب خانه باریکه ای از خانه را برای عبور در اختیارشان بگذارد.

نکات مهم در اجرای این بازی: سنگ و یا پای بازیکن هرگز نباید روی خطوط قرار گیرد در غیر اینصورت بازیکن بازنده و دور بازی در اختیار نفر مقابل قرار می گیرد. در هر خانه، مکث حداکثر در ۳ بار لی لی کردن مجاز است. اگر بازیکن در هدف گیری و انداختن قطعه سنگ به خانه ای که مورد نظر است اشتباه کند خطاست و نوبت به بازیکن بعدی می رسد. قطعه سنگ بازی برای رسیدن به خانه ها سُر بخورد و یا می توان آن را پرتاب کرد. بازیکن می تواند خانه ها را پی در پی دنبال کند که در پرتاب ها و پرش از خانه ها اشتباه نکرده باشد.

روش دوم : در این نوع روش ابتدا زمین مستطیل همواری را انتخاب و آن را به هشت خانه مساوی تقسیم می کنند. جدول مورد نظر باید دقیقا مشابه شکل بالا باشد. از اولین خانه دست راست شماره گذاری می کنند به طوری که خانه ۱ و ۸ ، ۲و ۷ ، ۳ و۶ ، ۴و ۵ در کنار هم قرار می گیرند. در بیرون مستطیل با فاصله دلخواه نیم دایره ای می کشند و آنجا را نقطه شروع بازی اعلام می کنند.قبل از شروع بازی روی پاره ای از مقررات توافق می کنند. ( مثلا عبور دادان سنگ از خانه ها با چند ضرب باید صورت بگیرد ) معمولا خانه پنجم را خانه استراحت قرار می دهند در اینجا هر بازیکنی می تواند از حالت لی لی بیرون آمده و استراحت کند. در هر نوبت یکی از بازیکنان بازی را انجام می دهد یعنی سنگ را در خانه شماره ۱ می اندازد، یک پای خود را تا زانو خم کرده و بر اساس توافق قبلی که باید بازی مثلا یک ضرب یا چند ضرب باشد با پای دیگر سنگ را به ترتیب از خانه ها عبور می دهد، تا از خانه ۸ به بیرون برود. دفعه بعد سنگ را به ترتیب به خانه ۲ ،۳ و غیره می اندازد برای پرتاب سنگ به خانه ۸ که مجاور خانه ۱ هست، باید بازیکن لی لی کنان خود را به خانه شماره ۴ برساند و از آنجا سنگ را پرتاب کند. اگر پای بازیکن و سنگ روی خط بین خانه قرار بگیرد بازی کن سوخته است. بعد از اینکه بازیکن این مراحل را با موفقیت پشت سر گذاشت،  به مرحله بعدی راه پیدا می کند که در این مرحله بازیکن باید سنگ را روی پای خود گذاشته و قدم زنان به طوری که در هر خانه یک بار قدم بگذارد خانه ها را به ترتیب طی میکند، اگر سنگ از روی پای بازیکن بیفتد یا پای بازیکن روی خط بین خانه ها قرار گیرد بازیکن می سوزد و نوبت بازی به بازیکن بعدی می رسد ولی اگر موفق شود به مرحله بعدی که مرحله زووو است می رسد، در مرحله زووو فرد با گفتن کلمه زووو بازی را شروع می کند و لی لی کنان خانه ها را طی می کند اگر تا پایان مرحله نفسش بند آید و صدای زو قطع شود بازیکن سوخته است و دور بازی در اختیار بازیکن دیگر قرار می گیرد. بعد از مرحله زو نوبت به مرحله دیگر که آخرین و سخت ترین مرحله بازی است می رسد، در این مرحله بازیکن  سر خود را رو به آسمان بر می گرداند و با گفتن اس شروع به حرکت می کند هنگامی که پای خود را از هر خانه به خانه دیگر می گذارد،  می گوید اس، اگر پایش روی خطوط قرار نگیرد بقیه نفرات می گویند اس، تا به بازی ادامه  دهد.  ولی اگر پایش روی خطوط قرار گیرد بقیه نفرات می گویند جز یعنی سوختی، اگر بازیکن بتوانند این مرحله را نیز با موفقیت پشت سر گذارد  می تواند خانه ای را بخرد،  به این ترتیب که پشت به خانه ها ایستاده سنگ را از بالای سرش به پشت سرش پرتاب می کند هر جا که افتاد خانه اوست و با علامت× و یا نوشتن نامش آن را تصاحب می کند که در دوره های بعدی بازی می تواند در آن خانه استراحت کند. در مقابل سایر بازیکن ها با مشکل مواجه خواهند شد و باید از روی آن خانه پرش کنند و اجازه ندارند که پا در آن خانه بگذارند مگر اینکه صاحب خانه اجازه عبور از آن خانه را بدهد.

۴_دوز

این بازی یکی از بازی های پر طرفدار و قدیمی است که از گذشته تا کنون در بسیاری از جمع ها و اکیپ های دوستانه مورد استفاده قرار گرفته است و بسیاری از افراد همچنان به روش سنتی آن را روی کاغذ یا زمین بازی می کنند. طرح این بازی باید بر روی زمین یا کاغذ ترسیم شود. این طرح هندسی با ترسیم چند خط ساده بر روی کاغذ ایجاد می شود. پس از مشخص شدن طرح بازی ، دو نفر می توانند بازی را آغاز کنند. دو سری مهره که معمولا این مهره ها از جنس سنگ یا چوب هستند به عنوان ابزار در این بازی مورد استفاده قرار می گیرند. معمولا در دوزهای کوچک ۳ مهره و در دوز های بزرگتر ۱۲ مهره نیاز است. در روش ۳ تایی ابتدا یک مربع باید ترسیم شود و از میانه هر ضلع آن به وسط ضلع مقابل وصل شود، به این ترتیب یک علامت مثبت در وسط مربع ایجاد می شود و علاوه بر آن ۹ جایگاه برای قرار دادن سنگ یا چوب نیز به وجود می آید. البته بعضی از افراد در ترسیم طرح اولیه دوز، قطرهای مربع را نیز به یکدیگر متصل می کنند، دقیقا مانند چیزی که در تصویر زیر مشاهده می کنید.

در روش ۱۲ تایی باید ۳ مربع در داخل یکدیگر ترسیم شود و گوشه های مربع بزرگتر به یکدیگر متصل شود. اگر این کار را انجام دهید مشاهده می کنید که گوشه های مربع کوچک نیز مانند شکل زیر ، خود به خود به یکدیگر متصل می شوند، پس از  آن برای اینکه یک جایگاه ۲۴تایی داشته باشیم، باید وسط اضلاع مربع کوچک درونی را به وسط اضلاع مربع بزرگ بیرون  متصل کنیم، به این ترتیب یک جایگاه ۲۴ تایی در اختیار داریم مانند چیزی که در تصویر زیر مشاهده می کنید. پس از ترسیم طرح دوز، باید یک نفر به انتخاب بازی را شروع کند. او اولین مهره را قرار می دهد و به ترتیب و یک در میان  مهره ها در جایگاه خود قرار می گیرند، هر کسی که موفق شود ۳ مهره را در یک خط و راستا قرار دهد، می تواند یکی از مهره های حریف را از میدان بازی حذف کند. البته باید به این نکته توجه شود که در بازی سه تایی با روی خط قرار گرفتن ۳ مهره بازی تمام می شود. علت آن این است که مهره های حریف به عدد ۲ رسیده و دیگر نمی تواند بازی را ادامه دهد، اما در بازی های ۱۲ تایی تا جایی که عدد مهره های حریف به دو برسد بازی ادامه دارد.

انواع روش های بازی دوز

۱_ بازی دوز سه تایی: دوز ۳ تایی یک بازی فکری است که توسط دو نفر انجام می شود. برای این روش از بازی دوز به یک صفحه با ۶ مهره در ۲ رنگ متفاوت نیاز هست صفحه مورد نظر باید دقیقا مشابه شکل زیر باشد. بازیکنان باید به ترتیب و با رعایت نوبت،  مهره های خود را بر روی صفحه بازی قرار دهند. هر بازیکن باید ۳ مهره خود را به ردیف بچیند و مانع از ردیف شدن مهره های حریف شود. در دوز ۳ تایی کسی که بتواند سریعتر ۳ مهره خود را ردیف کند، برنده بازی است.

۲_ دوز شش تایی: برای دوز ۶ تایی به یک صفحه و ۱۲ مهره در دو رنگ متفاوت نیاز داریم. صفحه بازی دوز ۶ تایی دقیقا شبیه صفحه دوز ۱۲ تایی است که در زیر مشاهده می کنید. روش بازی مانند دوز سه تایی است. بازیکنان باید ۳ مهره خود را ردیف کنند و مانع از ردیف شدن مهره های حریف شوند. در انتها برنده بازی کسی است که بتواند سریع تر ۴ مهره حریف را از میدان خارج کند.

۳_دوز ۱۲ تایی: دوز ۱۲ تایی تقریباً شبیه مدل ۳ تایی انجام می شود  و به صورت دو نفره است، اما نسبتاً پیچیده تر است و باید برای آن زمان بیشتری صرف شود و به فکر بیشتری نیاز دارد. برای شروع این بازی باید یک مقوا و ۲۴ عدد مهره را در دو رنگ متفاوت در اختیار داشته باشید صفحه بازی دقیقا مثل شکل زیر ترسیم شود. بازیکنان باید مهره های خود را به ترتیب بر روی صفحه بازی قرار دهند، به صورتی که، مهره های آنها ردیف شود و از ردیف شدن مهره های حریف جلو گیری شود. در این روش از بازی دوز هر کسی که بتواند سه مهره خود را در یک خط و راستا قرار دهد، به مانند مهره های آبی رنگ ۳_۲_۱ در شکل ، می تواند یکی از مهره های در دست حریف را از دور بازی خارج نماید. این بازی تا زمانی که مهره یکی از بازیکنان به عدد۲ برسد ادامه می یابد.توجه داشته باشید که تا وقتی که مهره های بازیکن رقیب به ۲ نرسد هرگز نمی توانید مهره ها را در صفحه بازی جابه جا کنید و در جای دیگر قرار دهید فقط می توانید مهره ها را به خانه خالی مجاور انتقال دهید. در پایان بازیکنی که مهره های آن سریعتر به عدد۲ برسد بازنده بازی است و فرد دیگر برنده بازی می شود.نکاتی در مورد بازی دوز :  در بازی دوز ۳ تایی می توانیم مهره ها را از  جایگاهشان بلند کنیم و در جایگاه های خالی دیگر قرار دهیم، اما در بازی ۶ تایی و ۱۲ تایی تا زمانی که تعداد مهره های در دست بازیکن بیشتر از ۳ عدد باشد، کسی حق نداره مهره را جابه جا کند و فقط می تواند مهره را در مکان های خالی که در مجاورتش وجود دارد، قرار دهد. در بازی ۱۲ تایی اگر قبل از قرار گرفتن مهره ها بر روی صفحه یکی از بازیکنان ۳ مهره را ردیف کند، باید از مهره های بازیکن حریف که هنوز وارد بازی نشده است کم شود نه از مهر هایی که در داخل بازی هستند. بازی دوز به صورت ۳ تایی، ۶ تایی، ۱۱، تایی و ۱۲ تایی نیز می تواند انجام گیرد که در هر کدام تعداد مهره ها متفاوت و به نسبت، بازی پیچیده تر است. در دوز ۳ تایی ۶ مهره، در دوز ۶ تایی ۱۲ مهره، در دوز ۱۱ تایی ۲۲ مهره و در دوز ۱۲ تایی ۲۴ مهره مورد استفاده قرار می گیرد.۵_گیزلن پالانج

در این بازی تعداد نفراتی که گرد هم آمده اند ابتدا یک نفر را با قرعه انتخاب می کنند پس از تعیین محل مشخصی مانند تنه درخت، تیر برق یا دیوار به عنوان شوبه بازی شروع می شود. فرد انتخاب شده رو به محل تعیین شده تکیه داده، چشمان خود را می بندد و جایی را نگاه نمی کند و از ۱ تا ۱۰ شروع به شمارش می کند. بقیه نفرات آرام و بی سر و صدا خود را در پشت بوته ها، درختان، چاله ها و نقاطی دور از دید فردی که چشمان خود را بسته پنهان می کنند. فرد چشم بسته پس از انجام شمارش صدا می زند. بیام؟ اگر فردی نتوانسته خود را قایم سازد فریاد می کند. نه نیا . در غیر اینصورت نفر چشم بسته اگر صدایی نشنود مطمئن می شود که همه قائم شده اند. سپس با گفتن جمله《 دالدا قالان قاباخدا قالان شوبه 》چشمان خود را باز کرده و دنبال افراد می گردد. اگر موفق به دیدن محل دقیق و شناسایی هر کدام از آنها بشود با ذکر نام فرد و گفتن محل مخفی شده سعی می کند تا زودتر از او دستش را به شعبه بزند و بگوید شعبه سنی گوردوم (شما را دیدم). آن نفر بازنده شده و جای خود را با نفر قبلی در شوبه عوض کند. بازی بدین ترتیب ادامه می یابد. گفتنی است چنانچه افراد هیچ کدام پیدا نشده و یا قبل از آنکه دیده شوند خود را به جایگاه معین شده برسانند فردی که چشمان خود را بسته بود مجبور است دوباره چشمانش را ببندد تا دوباره بازی پیگیری شود.

 

۶_قیش قاپدی

ابتدا یک دایره بر روی زمین کشیده می شود که اندازه آن بر حسب تعداد بازیکنان فرق می کند. بعد از اینکه نفرات تقسیم شدند بین دو تیم برای تعیین گروهی که باید داخل و تیمی که خارج از دایره قرار گیرد توافق یا قرعه کشی می شود. نفراتی که در داخل دایره هستند، سر کمربند را نزدیک خط دایره  و امتداد آن را به سمت مرکز دایره ( به صورت کشیده ) قرار می دهند و طوری در کنار آن می ایستند که پا، دست و یا اندامهای دیگر  بدن بر روی کمر بند قرار نگیرد. نفراتی که بیرون از دایره هستند سعی می کنند در یک غافلگیری کمر بندها را بردارند به این ترتیب یکی یکی و یا دو تا دو تا به سراغ کمربند ها می روند. موقع برداشتن کمربندها باید مواظب باشند چون اگر پای نفرات داخل دایره بدون اینکه از دایره خارج شود به پا، دست و یا اعضای دیگر آنها برخورد کند گروه بیرون خط دایره سوخته، و جای تیم ها عوض می شود و دور بازی در اختیار نفرات داخل دایره قرار می گیرد. اما اگر نفرات بیرون از دایره بدون اینکه مورد اصابت پا قرار گیرند بتوانند یکی از کمر بندها را بربایند، می توانند از آن برای برداشتن سایر کمربندها استفاده کنند. هرگاه تمامی کمربندها را از داخل دایره بیرون بیارند می توانند با کمر بند نفرات داخل دایره را تنبیه کنند و این کار تا زمانی که پای یکی از نفرات داخل دایره به یکی از آنها اصابت کند ادامه می یابد عمل زدن پای نفرات بیرون هم قوانین خاص خود را دارد که موقع زدن باید فرد زننده پا یا کاملا داخل دایره باشد و یا یک پای او داخل دایره باشد.

تذکر و خطاها در بازی قیش قاپدی: مهاجمان با کمربند حق زدن از کمر به بالا را ندارند.

 ۷_ بازی اسم فامیل

اسم فامیل یک نوع بازی است که با قلم و کاغذ انجام می شود. تعداد شرکت کندگان در این بازی نامحدود است . در این بازی شرکت کنندگان ابتدا روی کاغذ جدولی رسم می کنند که ردیف اول آن مواردی همچون اسم، فامیل، نام شهر، نام کشور و غیره نوشته شده است. در مرحله بعد شرکت کنندگان روی یکی از حروف الفبا توافق می کنند و با شروع بازی سعی می کنند تمامی ستون های جدول را به نحوی پر کنند که با حرف مشخص شده آغاز شود. این کار با سرعت و مخفیانه انجام می گیرد. اولین نفری که تمامی موارد را پر کرد استوپ می گوید و بقیه باید دست از پر کردن ستون ها بکشند. سپس هر کلمه نوشته شده ستون به ستون مقایسه می شود و به هر گزینه امتیاز داده می شود. امتیاز دهی معمولا به این شیوه هست که اگر کلمه نوشته شده در هر ستون منحصر به فرد باشد و فقط یک نفر آن را نوشته باشد ۲۰ امتیاز و اگر کلمات نوشته شده در هر ستون مشترک باشد به هر نفر ۱۰ امتیاز و اگر کلمه ای نوشته نشده باشد امتیازی به فرد تعلق نمی گیرد. جمع امتیاز ستون ها، امتیاز فرد در آن مرحله را مشخص می کند. پس از چند دور بازی به این شیوه نتایج مجموع شمرده می شود و برنده تعیین می شود.۸_شاه وزیر

شاه وزیر بازی بسیار مهیج و جذاب است و افرادی که در این بازی شرکت می کنند ، باید از جنبه و ظرفیت بالایی برخوردار باشند. اول از همه بگوییم که این بازی با تعداد نفراتی بیش از چهار نفر قابل انجام است و این نفرات برای لذت بیشتر از بازی باید همه قوانین و شکنجه های بازی را بپذیرند. در واقع اگر مجازات بازی شاه وزیر به طور کامل انجام نشود، لذت خاصی در این بازی وجود نخواهد داشت. بازی شاه وزیر با یک قوطی مکعب شکل همچون قوطی کبریت انجام می گیرد که در روی دو سطح بزرگ کبریت یک سمت دزد و سمت دیگر جلاد و روی یک طرف سطح باروتی کبریت شاه و در طرف دیگرش وزیر، و در دو ضلع دیگر کبریت آزاد نوشته می شود سپس نفرات شرکت کننده به صورت دایره وار می نشینند و به نوبت کبریت را همچون تاس پرتاب می کنند تا یک نفر شاه را بیاورد، این روش ادامه پیدا می کند تا وزیر هم مشخص شود، از آن پس هر کسی که دزد بیاورد باید بدین گونه تنبیه شود.

وزیر می گوید پادشاه یک دزد داریم.

پادشاه: دزد کیست و چی دزدیده؟

وزیر: فلانی است ، شیلنگ همسایه را دزدیده

سپس پادشاه یک دستور می دهد و دزد باید آن را اجرا کند و وزیر نیز ناظر اجرای دستور است. حال نوبت به نفر بعدی می رسد که باید کبریت را بیندازد؛ اگر آزاد بیاورد کسی با او کاری ندارد ولی اگر جلاد بیاورد می تواند به دستور شاه وزیر را در مواقعی که نتواند دستورات شاه را اجرا کند تنبیه کند. کسانی که مقام وزیر و پادشاه را دارند نیازی نیست که کبریت را بیندازند، کبریت انداختن بین دو نفر دیگر ادامه می یابد که اگر شاه یا وزیر بیاورند آنها صاحب این مقام هستند و فرد قبلی خلع می شود و گر نه تا پیدا شدن شاه یا وزیر جدید این مقام ثابت است و صاحب آن به انداختن مجدد کبریت نیازی ندارد. بازی تا هر موقع می تواند ادامه یابد.

توضیح: مجازات می تواند انجام دادن کارهایی مانند آب آوردن، کلاغ پر رفتن، زو کشیدن و یا شلاق زدن به کف دست باشد.۹_کاباب کاباب ( نون بیار کباب ببر )

این بازی، از دسته بازی های دستی و کودکانه ای است که می تواند توسط دو بازیکن انجام شود. برای شروع بازی ابتدا دو بازیکن روبروی هم می نشینند سپس یکی از بازیکنان دستهای خود را جلو می گیرد، طوری که کف آنها رو به بالا باشد، دیگری کف دست های خود را روی کف دستهای بازیکن اول قرار می دهد. حال بازیکنی که دست های او در زیر قرار دارد باید با سرعت و مهارت دست های خود را بیرون کشیده  و روی دست دیگری بزند؛ بازیکن دوم هم باید به موقع دستهای خود را کنار بکشد که مورد ضرب قرار نگیرد، اگر دست بازیکن اول  به دست نفر دیگری برخورد نکند سوخته و جای دست ها عوض می شود .  

[ یکشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۸ ] [ 0:47 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
شیر سنگی آغچه‌کندی؛ نگهبان خاموش خاطره ها

در دل روستای کهن آغچه‌کندی، گورستانی خاموش و آرام خفته است؛ جایی که سنگ‌ها گویی حافظان تاریخ‌اند و هر ترک و نقششان، روایتی از انسان‌هایی است که زمانی در این خاک زیسته‌اند. در میان این گورستان، روزگاری دو پیکره سنگی دیده می‌شد — یکی شیر و دیگری قوچ — یادگارانی از هنر و باور مردم آغچه‌کندی، که نشانی از شکوه، ایمان و احترام به درگذشتگان بودند.

بر پایه پژوهش‌های تاریخی و مشاهدات میدانی، چنین پیکره‌هایی در نواحی آذربایجان، به‌ویژه در سده‌های ایلخانی تا صفویه، رواج فراوان داشتند. شیر، نماد شجاعت و پاسداری از روح انسان پس از مرگ، و قوچ، نشانه‌ای از قدرت، وفاداری و برکت زندگی محسوب می‌شد. تندیس‌های از این دست، اغلب بر مزار مردان بزرگ و جنگاوران ساخته می‌شدند تا یاد آنان در سنگ جاودانه بماند.

با گذر زمان و نگرانی اهالی از دستبرد سوداگران، تصمیم گرفته شد مجسمه‌ها از گورستان به مسجد روستا منتقل شوند تا در پناه حرمت آن محفوظ بمانند. این تصمیم اما سرآغاز داستانی تلخ بود؛ چرا که اندکی بعد، قوچ سنگی در شبی بی‌خبر ربوده شد و تا امروز هیچ اثری از آن پیدا نشده است. تنها شیر سنگی باقی ماند؛ که برای حفظش، اهالی آن را به حیاط یکی از خانه‌های روستا بردند تا از آسیب در امان بماند.

اکنون همین شیر سنگی، با پیکره‌ای فرسوده از باد و باران، ولی پرصلابت و آرام، همچون نگهبانی خاموش در میان مردم پابرجاست. خطوط نرم تراش بر بدنش، نشانه‌ای است از مهارت سنگ‌تراشان کهن؛ رد انگشتان هنرمندانی که قرن‌ها پیش با ایمان و احترام به جاودانگی انسان، روح را در سنگ دمیدند.

داستان این دو مجسمه، حکایت از گم شدن تکه‌ای از هویت فرهنگی آغچه‌کندی دارد؛ بخشی از گذشته‌ای که شاید در گذر زمان رنگ فراموشی گرفته باشد، اما هنوز در دل مردم زنده است. امروز شیر سنگی دیگر تنها یک اثر تاریخی نیست — بلکه نشانه‌ای از اصالت، خاطره و پیوند انسان با زمین است؛ بازمانده روزگاری که در آن، هنر با ایمان درآمیخته و سنگ، حافظ روح و خاطره مردمان این دیار بوده است.

شاید یکی از ارزشمندترین وظایف امروز، بازشناسی و حفاظت از چنین آثار بومی باشد. زیرا در میان سکوت سنگ‌ها، هنوز صدایی از گذشته می‌آید؛ صدایی که آرام اما پیوسته می‌گوید: «من بخشی از شما هستم، مرا از یاد نبرید.»

[ یکشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۸ ] [ 0:47 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
نوروز در روستای آغچه کندی

نوروز از دوره ایران باستان تاکنون یکی از بزرگترین و مهم ترین اعیاد ایرانیان بوده و ایرانیان در هر کجای این جهان که باشند آنرا یکسان و در یک زمان برگزار می کنند. آداب و رسوم مربوط به این عید باستانی، در بین کلیه اقوام ایرانی تقریبا مشابه بوده که به مواردی از این آداب و رسوم که در روستای آغچه کندی نیز مرسوم است اشاره می کنیم.

اسفند ماه که فرا می رسد نشانه هایی از آمدن نوروز در روستای ما نمایان می شود، نفس زمین با تغییرات اقلیمی گرم شده و رفته رفته از سرمای هوا کاسته می شود، برفهای انباشته شده در دامنه کوهها به مدد خورشید درخشان و بادهای بهاری آب شده و باعث بالا آمدن سطح آب دره ها و طغیان رودخانه آلمالو می گردد.

همزمان با آب شدن برف ها و آغاز وزش بادهای بهاری گل نوروز ( نوروز گولی)  که در زبان فارسی با نام زنبق شناخته می شود سر از خاک بر  آورده و خبر از آغاز فصلی نو و بهار طبیعت می دهد. لک لک ها و دیگر پرندگانی هم که در فصل سرما آشیانه خود را ترک کرده بودند دوباره به آشیانه خود بازگشته و با پرواز های مکرر خود بر فراز آسمان روستا مژده آمدن بهار را به اهالی روستا‌ می دهند.

با نمایان شدن نشانه های عید نوروز جنب و جوش و تحرک خاصی در روستا آغاز می شود و مردم روستا با آیین ها و مراسمات خاصی به استقبال نوروز می روند، آداب و رسومی که در گذشته با تشریفات خاصی انجام می شده اما متاسفانه با گذشت زمان به علت ماشینی شدن زندگی و مهمتر از همه جایگزین شدن بعضی فرهنگ ها و آداب رسوم غیر خودی و تقلیدی از بیگانگان برخی از آنها از خاطرها رفته اند و شاید کمتر کسی یاد و خاطره ایی از آنها در ذهنش داشته باشد اما برخی نیز با کمی تغییر در نحوه برگزاری همچنان بر قوت خود باقی اند و هر ساله اجرا می شود.

از جمله آداب و رسوم مردم روستای آغچه کندی در ایام نوروز عبارتند از: 

۱_ خانه تکانی: خانه تکانی برای تمیز کردن آلودگی ها و سیاهی ها و بیرون افکندن زشتی ها از فضای خانه از رسم های کهن آغچه کندیها در فرا گشت سال کهنه به سال نو بوده و هنوز هم این رسم همچون گذشته در بین اهالی روستای آغچه کندی معمول است. امروزه بانوان از چند روز مانده به نوروز، و معمولاً تا پيش از فرا رسيدن شب چهارشنبه آخر سال، به خانه تکاني مي پردازند . آنان قالي ها و قاليچه ها و گليم هاي خانه را مي تکانند و گرد و خاک آنها را مي گيرند، يا اگر کثيف و آلوده باشند با آب مي شويند. پرده ها،روتشکي ها، روبالشتي ها، طاقچه پوش ها و دستمال هاي سر بخاري هاو... را مي شويند يا عوض مي کنند.طاقچه ها و ديوار و سقف خانه را گردگيري مي کنند. خانه تکاني و زدودن آلودگي ها از فضاي خانه و کاشانه در آخر سال کهنه، مظهر و نمادي از  زدودن سياهي و مرگ و کهنگي از خانه و آماده کردن فضايي پاک و پاکيزه در آستانه نوروز براي استقبال از روشنايي ها و خوبي ها است. بهتر است در این میان فراموش نکنیم که خانه تنها یک نمود بیرونی از زندگی ماست و آنچه اهمیت دارد این است که با دلی پاک و عاری از هرگونه کینه و نفرت به استقبال عید نوروز برویم.
                          سالی بشد از دست در ایام جوانی 
                          نوروز رسید و تو همینی که همانی 
                          گیرم به رسم همگان خانه تکاندی 
                          پس کی دل افسرده خود را بتکانی

۲_کاشتن سبزه: سبزه نمادی از برکت و شگون است و کشت سبزی عيد از مراسمی است که از ديرگاهان بوده و هم اکنون نيز در ميان اهالی رواج دارد. آغچه کندیها از نیمه دوم اسفند در ظرفهای کوچکی گندم و جو و عدس و امثال اينها را می کارند و اين سبزه ها را در سفره عيد گذاشته و تا روز سيزده نوروز نگهداری می کنند.

۳_ چهارشنبه سوری: چهارشنبه سوری یکی‌ از جشن های قدیمی روستای  آغچه کندی در استقبال از نوروز است که در آخرین سه شنبه سال خورشیدی  و پیش از فرا رسيدن نوروز بر گزار می شود و دارای رسوم و آیین گوناگونی است که امروزه برخی از آنها به فراموشی  سپرده شده و برخی دیگر همچنان پا برجا هستند.
از جمله آداب و رسوم چهارشنبه سوری در روستای آغچه کندی عبارتند از:

۱_ دیدار با خانواده های عزادار: از روزگاران قدیم رسم بر این بوده است که اهالی روستا که معمولا بزرگتر ها هستند به دیدار خانواده هایی که در طول سال عزیزان خود را از دست داده اند می روند و با قرائت فاتحه ای از این خانواده دلجویی مي کنند.

۲_ عیدی بردن برای عروس: در این مراسم خانواده داماد و فامیل های آنان هدایای خریداری شده را در داخل سینی بزرگ قرار می دهند و روی آن را با پارچه های رنگی تزیین می کنند، این هدایا معمولا شامل طلا، لباسهای نو، سفره هفت سین، آجیل مخصوص و انواع میوه هستند که به عنوان عیدی ( بایراملق )  به خانه عروس برده می شود. همچنین رسم است که پدر و مادر عروس در اولین چهارشنبه زندگی مشترک دختر خود، غذای مخصوص این روز را تهیه می کنند و به همراه شیرینی و هدایا به خانه دخترشان می فرستند.

۳_آتش افروزی: آتش افروزی یکی از هیجان انگیزترین آیین چهارشنبه سوری در روستای آغچه کندی است ، جوانان و نوجوانان این روستا در روز سه شنبه آخر سال به کوههای اطراف روستا رفته و بوته های گون و علف های خشک شده را از زمین جمع می کنند و با هر زحمتی که شده این هیزم ها را به پشت بامهای خود مي آورند. نزدیک غروب زن  و مرد و پیر و جوان در پشت بامها گرد هم جمع می شوند و طبق رسم ابتدا دور تا دور بام خانه ها را خط می کشند و در هر گوشه مقداری نمک می گذارند تا انرژی های منفی را از خود و خانواده خود دور کنند، با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان هیزم ها را آتش می زنند، در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی آتش می پرند و با گفتن:  آتیل باتیل چارشنبه بختیم آچیل چارشنبه  دردیم، بلام بو اوددا قالسین _ باش آغریم دیش آغریم بوردا قالسین  بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند. کسانی هم که در طول سال قوم و خویش نزدیک خود را از دست داده اند، اهالی ضمن حفظ حرمت، آنها را به پشت بامشان آورده و با بر افروختن آتش آنها را نیز در شادی چهارشنبه سوری شریک می کنند.
۴_ دور همی: پس از اتمام آتش افروزی افراد خانواده و خویشاوندان دور هم جمع می شوند و شام شب چهارشنبه سوری را که شیر برنج است می خورند و تا پاسی از شب به شادمانی و گپ و گفت و خوردن آجیل و میوه و شیرینی می پردازند. در این شب بزرگترها داستان های قدیمی تعریف می کنند یا از خاطرات شیرین و حکایت ها و داستان های گذشته می گویند و کوچکترها به بازی و تفریح می پردازند.

آیین های فراموش شده چهارشنبه سوری
۱_ شال اندازی: بعد از خاموش شدن آتش جوانان روستا بر بام خویشان و همسایگان رفته و شالی را از روزنه بام ها به درون آویزان می کردند و صاحبخانه ها که منتظر آویزان شدن چنین شالهایی بودند ، به محض مشاهده شال ، آنچه را از قبل آماده کرده بودند، در گوشه شال  می ریختند و گره ای بر  آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب دستمال را آگاه می کردند که هدیه سوری آماده است، آن گاه شال انداز شال را بالا می کشید، آنچه در شال بود هم هدیه چهارشنبه سوری بود و هم فال.
۲_ فال گوش نشینی: آسمان که تاریک می شد و شناسایی آدمها سخت، آنهایی که دلشان می خواست بختشان باز شود یا به زیارت بروند یا نیت های دیگر داشتند از خانه بیرون می رفتند و به سخنان رهگذران یا اهالی خانه ها گوش می کردند و با تفسیر این سخنان به نتیجه نیت خود پی می بردند به طوری که اگر صحبت شاد و خوبي می شنیدند، نیتشان را به خیر فال می زدند و اگر سخنان تلخ و ناراحت کننده می شنیدند، به این نتیجه می رسیدند که در سال نو به مراد و آرزوی خود نخواهند رسید.

۴_پنجشنبه آخر سال: یاد کردن از رفتگان یکی دیگر از مراسمات  استقبال از نوروز است که از دیر باز میان مردم روستای آغچه کندی رواج دارد. این مراسم برای آنهایی که به تازه گی و در طول سال عزیزی را از دست داده اند، رنگ و بوی دیگری دارد و از اهمیت خاصی برخوردار است. حتی برخی سبزه و وسایل هفت سین یا نمادهایی از نوروز را بر سر مزار رفتگان می گذارند تا روح آنها را در  شادی عيد نوروز سهیم کنند.

۵_ تحویل سال: با نزدیک شدن به موعد تحویل سال همه اعضا خانواده خانه پای سفره هفت سین جمع شده و پس از قرائت دعای تحویل سال کوچکترها دست بزرگترها و بزرگترها صورت آنها را مي بوسند، در این هنگام  پدر خانواده اسکناس هایی را از جیب خود در می آورد و به تک تک اعضای خانواده به عنوان تبرک و عیدی سال نو هدیه می دهد، مادر خانواده هم برای کوچکترها  تخم مرغ رنگ کرده ای که از قبل برای سال تحویل آماده کرده است را هدیه می دهد و اینجاست که در آن لحظه به هر خانه آغچه کندی سر بزنی پر است از ادب و احترام و شادی و جشن و سرور به مناسبت فرا رسیدن سال نو

۶_ دید و بازدید: از اول تا دوازدهمین روز نوروز را مردم به رفت و آمد به خانه بزرگان، خویشان و آشنایان و دید و بازدید از یکدیگر و شاد باش گویی به هم اختصاص می دهند، در دید و بازدیدها حفظ حرمت و احترام به بزرگترهای فامیل و منطقه زندگی از ارزش و اهمیت بالایی برخوردار است به گونه‎ ای که اولین روز و اولین منزلی که مورد دید و بازدید در عید نوروز قرار می‏گیرد منزل و خانواده بزرگ‎ترین عضو خانواده بوده و پس از آن دید و بازدیدها بر حسب بزرگی و حرمت و در نهایت فامیل نزدیک صورت می‎گیرد. همچنین اهالی روستا در روز نخست عید به دیدار خانواده هایی که در سال گذشته عزیزی را از دست داده اند می روند تا دل بازماندگان را شاد کنند و با قرائت  فاتحه ای یادی از عزیزانشان بکنند که به این مراسم قره بایرام یا عید سیاه گفته می شود.

۷_ بازی های نوروز:

۱_ تخم مرغ شکنی: کودکان و نوجوانان روستا تخم مرغهایی را که به عنوان عیدی به آنها داده شده، جمع می کنند و با دوستان خود این بازی را انجام می دهند به اینصورت که یکی از طرفین تخم مرغ خود را در حلقه تنگ بین شصت و انگشت سبابه به گونه ای که نوک تیز آن به طرف بالا باشد، قرار داده و طرف مقابل با سر تیز تخم مرغ خود بر آن ضربه وارد می کند هر تخم مرغی که شکست صاحبش  باید ته تخم مرغ خود را برای ضربه پذیری در اختیار حریف قرار دهد و این بار طرف پهن تخم مرغ در حلقه تنگ انگشت شصت و انگشت سبابه قرار می گیرد و طرف مقابل با طرف پهن تخم مرغ خود بر آن ضربه وارد می کند، هر تخم مرغی که دو طرف آن شکسته شده باشد صاحبش بازنده محسوب شده و باید تخم مرغ خود را به فرد برنده دهد.

۲_ سکه بازی: سکه بازی به ۳ روش در روستای ما انجام می شود:

روش اول: روش اول، روش شیر و خط است که  با دو نفر و یک سکه اجرا می شود به این صورت که یکی از نفرات سکه را به دست می گیرد و از نفر دوم می خواهد که یک طرف سکه را انتخاب کند، سپس سکه را به هوا پرتاب می کند اگر سکه به آن طرفی که نفر دوم انتخاب کرده به زمین بیاید آن طرف برنده است. در بازی شیر و خط یک طرف سکه را که عدد دارد خط و طرف دیگر را که تصویر دارد شیر می نامند.

روش دوم: در این روش نفرات به صورت دایره وار کنار هم  نشسته و به قید قرعه یک نفر را به عنوان شروع کننده بازی انتخاب می کنند، سپس هر کدام از نفرات یک سکه را در دست نگه داشته و مابقی را به وسط می اندازند، حال نفر اول، بازی را شروع می کند و با تک سکه خود به سکه های روی زمين ضربه می زند تا آنها را برگرداند ( از رو به پشت یا از پشت به رو ) اگر موفق به برگرداندن سکه ها شود علاوه بر اینکه آن سکه ها را مال خود می کند بلکه فرصت پیدا می کند تا شانس خود را دوباره روی سکه های ديگر نیز امتحان کند، ولی اگر در انجام این کار نا موفق باشد از دور بازی کنار رفته و نظاره گر بازی دیگر نفرات می شود تا دوباره نوبت به او برسد. در پایان هر کسی که بیشترین سکه را جمع کرده باشد برنده بازی است و می تواند سکه ها را مال خود کند.

روش سوم: برای انجام این بازی ابتدا سکه ای را به عنوان هدف در فاصله معین مثلا ۶ متر قرار می دهند و سپس نفرات به صورت  ایستاده سکه های خود را از پشت خط مشخص شده به سمت هدف پرتاب می کنند، سکه ای که نزدیک هدف قرار گیرد صاحب آن می تواند همه سکه های روی زمین را بردارد و مال خود کند و اگر سکه ای به هدف بخورد صاحبش علاوه بر این که سکه های روی زمین را مال خود مي کند یک سکه دیگر هم به عنوان جایزه از نفرات دریافت می کند و اگر سکه دو نفر به هدف برخورد کند برنده، صاحب سکه ای است که در نزدیک ترین نقطه هدف قرار می گیرد. این بازی تا زمانی که سکه نفرات تمام شود ادامه می یابد و در پایان برنده کسی هست که سکه های بیشتر جمع کند.

۸_ روز طبیعت( سيزده بدر): خانواده های آغچه کندی در این روز بعد از طلوع خورشید راهی کوه و صحرا و دشت می شوند و هریک محلی مناسب را برای گذراندن این روز انتخاب می کنند. برخی چشمه ساری قیه را انتخاب می کنند، بعضی ها به کنار رودخانه آلمالو می روند و برخی دیگر در خانه یا باغی گرد هم می آیند تا جشن این روز را به پا دارند. خلاصه پس از اینکه به محل مورد نظر رسیدند زیر اندازهای خود را پهن می کنند و بساط چای آتشی را مي چینند، کودکان و نوجوانان بازی های محلی خود را آغاز می کنند، زنان مشغول پختن غذا  و تدارک آن می شوند، پدر و پدر بزرگ ها، هم از گذشته های خود صحبت می کنند و همه هم به احترام شان پای صحبت ها می نشینند، و لذت می برند.
به هنگام ناهار سفره بزرگی را پهن می کنند و غذاهایی را که هر یک به سلیقه خود تدارک دیده اند در آن می چینند و با یکدیگر میل می کنند. بعد از خوردن ناهار به رقص و پایکوبی، تاب بازی و بازی های گروهی مثل والیبال و فوتبال می پردازند و زمانی که حسابی از بازی کردن و تفریح لذت بردند دور هم می نشینند و آخرین تنقلات و میوه های باقی مانده از عید را مي خورند  و روز خوبی را در کنار هم سپری می کنند و در پایان هم سبزه های سبز شده سفره هفت سین را با آرزوی های ریز و درشت گره زده و به آب های روان می سپارند و به خانه های خود باز می گردند.
با پایان روز سیزده بدر تعطیلات عید نوروز هم با تمام خوشی هایش به پايان می رسد و چرخه زندگی دوباره رونق می گیرد،  کسب و کارها، شروع می شود، و همه کم کم تعطیلات نوروزی را به فراموشی سپرده و به فکر تلاش و کار می شوند.

 

[ یکشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۸ ] [ 0:46 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
روستای آغچه کندی در دوران دفاع مقدس _ شهید شیرینعلی آذر کمندی

همزمان با حمله رژیم بعث عراق به خاک ایران، مردم سراسر کشور بسیج شدند تا با کمک های مادی و معنوی خود رزمندگان را در خط مقدم یاری کنند.

مردم روستای آغچه کندی نیز مانند سایر مردم ایران نقش مهمی را در پیروزی رزمندگان در جبهه های جنگ ایفا می نمودند آنها علاوه بر این که رزمندگان بسیاری را به جبهه های جنگ اعزام می کردند در پشت جبهه نیز با ارسال کمک های نقدی و جنسی، پخت انواع نان های محلی و ...به حمایت از رزمندگان می پرداختند. جوانان این روستا در همان روزهای نخستین جنگ جزء اولین کسانی بودند که با تشویق پدر و مادرهایشان، در عملیات های مختلف حضوری فعال داشتند و تعداد زیادی از این عزیزان جانباز، و یک نفر نیز به مقام والای شهادت نائل آمد.

شهید شیرینعلی آذر کمندی

شهید شیرینعلی آذر کمندی پنجم مهر ماه هزار و سیصد و چهل و پنج در روستای آغچه کندی هشترود در خانواده مذهبی و متدین چشم به جهان گشود. دوران کودکی را مانند تمام هم بازی های خود گذراند، همیشه با روحیه شاد خود توجهات را به خود جلب می کرد، او تحصیلات دوره ابتدایی را در روستای آغچه کندی پشت سر گذاشت و از آنجا که امکانات ادامه تحصیل در مقطع بالاتر در زادگاهش فراهم نبود، از ادامه تحصیل باز ماند و در کنار خانواده به کار کشاورزی مشغول شد تا کمک حال پدر در تامین مخارج خانه باشد. بعد از چند سال کار در کنار پدر به خدمت سربازی که مصادف با جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران بود فرا خوانده شد و او نیز با جان و دل پذیرا شد چرا که خدمت سربازی را دفاع از شرف، ناموس و وطن می دانست. پس از گذراندن چند ماه دوره آموزشی به جبهه های حق علیه باطل شتافت و سرانجام در روز دهم تیر ماه هزار و سیصد و شصت و شش در منطقه عملیاتی شمال غرب کشور ( سردشت ) بر اثر اصابت ترکش خمپاره به خیل عظیم یاران شهیدش پیوست.

مردم روستای آغچه کندی هر سال در روز عاشورا با حضور بر سر مزار و خانه پدری این شهید والا مقام با قرائت فاتحه ای یاد و خاطره او را گرامی می دارند.

روحش شاد و یادش گرامی

[ شنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۷ ] [ 22:26 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
مشاغل زنان در روستای آغچه کندی از قدیم تا حال

زنان روستای آغچه کندی  نقش زیادی را در معیشت و اقتصاد خانواده بر عهده دارند. آنان بدون هیچ چشم و داشتی، دوشادوش همسران خود در مزارع کشاورزی و دامداری مشغول به کار هستند و در کنار اشتغال به تربیت فرزندان نیز مشغول هستند. بنابراین جایگاه و نقش آنان در توسعه کشاورزی و روستایی بر هیچکس پوشیده نیست. آنان تقریبا نیمی از جمعیت روستا را تشکیل می دهند و بیشی از نیمی از فعالیت های اقتصادی، اجتماعی روستا متکی به فعالیت های آنان می باشد که در اینجا به برخی از فعالیتهای این عزیزان زحمت کش اشاره می کنیم.

۱_ پخت نان:  مادران زحمتکش این روستا یک روز قبل از پخت نان تنور را تمیز و هیزم های آن را آماده می کنند و شب قبل از اینکه به خواب بروند آرد را خمیر می کنند و مایه ی خمیر را که از پخت قبلی مانده است به آن اضافه می کنند و سپس روی آن را با چند پتو می پوشاندند تا جای آن گرم شود و به اصطلاح ور بیاید. صبح بعد از اینکه حیوانات خود را راهی صحرا کردند پخت نان را شروع می کنند. اگر نانوا کمک کار داشته باشد او از خمیر چانه ( کونده ) درست کرده و روی تخته با وردنه پهن و صاف می کند. سپس نانوا روی بازوهای خود چند بار این طرف و آن طرف می کند تا باز شود و بعد روی نالا بند می گذارد و به دیواره تنور می چسباند. بعد از اینکه نان پخته می شود با دست خود از گوشه نان گرفته و از تنور بیرون می کشد و اگر نان به کف تنور بیفتد با وسایلی مانند ارسین و خاک انداز های مخصوص آن را از داخل تنور بیرون می آورد. معمولا کار نان پزی تا بعد از ظهر طول می کشد و چند گونه نان پخته می شود کوکا، لواش، الچورگی و خطاب از جمله این نان ها هستند. البته از زمان تاسیس نانوایی در روستا اهالی روستا دیگر در خانه های خود نان نمی پزند و ما تقریبا  جزء آخرین نسلهایی بودیم که مزه این نان ها را چشیدیم و الان هنوز مزه این نان ها زیر زبان باقی مانده است. 

۲_ آشپزی: در کنار زحمات فراوانی که زنان و مادران این روستا می کشند. پختن غذا و سیر کردن شکم همسر و فرزندان هم به عهده آنان می باشد  و چه خوب هم از عهده این کار بر می آیند و چه غذاهای خوشمزه ای درست می کنند و چه لذتی دارد خوردن غذاهایی چون ترشی آشی، آبگوشت، کله جوش، اوماج آشی، آبدوغ خیار، تره شرباسی و غیره

۳_ ریسندگی: زنان قدیمی روستای آغچه کندی بعد از پشم چینی دامها در فصل  تابستان، از پشم آن ها به وسیله چرخ و دوک نخ می ریسیدند و بعد از اینکه از کارهای کشاورزی و دامپروری فراغتی به دست می آوردند به بافتن قالی، مشغول می شدند. قالی ها در اندازه های سه متری، دو متری و یک و نیم متری بافته می شدند.در آن زمان بیشتر زن های روستا قالی بافی بلد بودند و بهترین خاطرات دختران روی دار قالی شکل می گرفت.ابزار قالی بافی عبارت بود از کارگاه، الوار، دیرک، دار، خامه، نقشه، قلاب، قیچی، شانه و غیره. زنان قدیمی روستا در کنار قالی بافی، دستکش، پیراهن و جوراب پشمی نیز می بافتند و هر جا که می نشستند میل و نخی هم در دست داشتند و به بافتن مشغول می شدند.

۴_ وجین کاری: چیدن علف های هرز بعضی محصولات کشاورزی  یکی دیگر از کارهای زنان این روستا است. زنان این روستا با بیلچه و یا چاقو به مزارع می روند و محصولاتی مانند پیاز، لوبیا و غیره که نیاز به وجین کاری داشته باشند با حوصله و صبر تمام این کار را انجام می دهند.

۵_فرآورده های دامی:  دوشیدن شیر حیوانات و درست کردن ماست، پنیر و کره بر عهده زنان می باشد. آنها بعد از جوشاندن شیر قیماقش را گرفته و از باقی مانده آن ماست و پنیر  درست می کنند. اگر بخواهند کره بگیرند، ماست را در درون وسیله ای به نام تولوخ یا نهره می ریزند و آنقدر تکان می دهند تا کره اش گرفته شود و آنچه را که می ماند به عنوان دوغ استفاده می کنند. از کره در صبحانه خود استفاده می کنند  و یا آن را جوشانده، تبدیل به روغن زرد می کنند. از فرآورده های دیگری که زنان این روستا  از شیر تهیه می کنند کشک می باشد.

۶_نظافت اصطبل و ساخت قالاخ:  زنان روستا بعد از اینکه مردان خود را راهی صحرا کردند نظافت خانه و محوطه حیاط را انجام می دهند. سپس سرگین حیوانات را از اصطبل به بیرون از حیاط خانه که در اصطلاح محلی کرملیه نام دارد انتقال می دهند و بعد از افزودن مقداری آب و کاه به سرگین آن را به هم زده و به صورت ملات در می آورند سپس به اندازه یک بیل از آن برداشته و بر روی زمین یا دیوار به صورت تخم مرغی تخت می کنند تا جلوی نور خورشید کاملا خشک شود این کار را در اصطلاح محلی یابا یاباخ و به شکل های تخم مرغی ساخته شده یابا می گویند. ما بقی سرگین ها را نیز در بیرون از حیاط خانه( کرملیه ) روی هم انباشت می کنند تا به مرور زمان زیر پای حیوانات سفت شود. بعد از سفت شدن آن را به وسیله بیل تکه تکه برش داده و به صورت ایستاده جلوی نور خورشید قرار می دهند تا هر طرف آن کاملا خشک شود به این کار نیز در اصطلاح محلی کرمه کسمه و به تکه های برش داده شده کرمه می گویند. نزدیک پاییز بعد از اینکه زنان از کارهای کشاورزی و دامداری فارغ شدند ساخت قالاخ را شروع می کنند. بدین صورت که ابتدا خطی را به شکل دایره روی زمین می کشند و جای دریچه و دیوارهای قالاخ را مشخص می کنند سپس کرمه ها و یابا ها را بر روی خط و به صورت ردیفی روی هم می چینند و لای آنها را با سرگین خیس می پوشانند تا یاباها و کرمه ها به هم بچسبند و بر اثر باد و طوفان فرو نریزند هر چه دیوار قالاخ بالا می رود کرمه ها و یاباها را کوچک می کنند تا قالاخ به شکل مخروط در بیایید. قبل از اینکه سر قالاخ بسته شود سایر کرمه ها و یابا های ریز را که در اصطلاح محلی سشمه و آزا نامیده می شوند در داخل قالاخ می ریزند تا کاملا پر شود سپس سر قالاخ را می بندند. بعد از اینکه ساخت قالاخ به اتمام می رسد روی قالاخ را به صورت کامل  با لایه ای از سرگین می پوشانند تا برف و باران نتواند به داخل آن نفوذ کند. با شروع فصل زمستان زنان دریچه قالاخ را باز می کنند و از یاباها و کرمه های داخل آن برای بر افروختن آتش تنور استفاده می کنند.

۷_ کشاورزی و دامداری:  در روزهایی که مردان روستا به دلیل مشغله کاری زیاد نمی توانند به همه کارهای خود برسند زنانشان یار و یاور آنها می شوند و در انجام کارهای کشاورزی و دامداری به آنها کمک می کنند برای مثال اگر مردان مشغول آبیاری مزارع باشند زنانشان دامها را به چراگاه برده و می چرانند و بعد از اینکه از چراگاه برگشتند بدون اینکه خم به ابرو بیاورند با جان و دل کارهای خانه را نیز انجام می دهند.

[ جمعه ۱۳۹۸/۰۳/۲۴ ] [ 23:14 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
بزرگان روستای آغچه کندی

همان‌گونه که می‌دانیم، حضور هر ریش‌سفید در هر روستا نشانه‌ای از خیر، برکت و منش نیک‌رفتاری است و احترام به چنین بزرگواری بر همهٔ اهالی واجب و شایسته است.

آری، ریش‌سفیدان و بزرگان روستای آغچه‌کندی — چه آنان که چشم از جهان فروبسته‌اند و چه آنان که هنوز در میان ما هستند — همواره تاج‌سر و مایهٔ افتخار همهٔ اهالی بوده و خواهند بود.

وجودشان برکت زندگانی ماست و یادشان چراغ دل‌های مردمان این دیار.

بی‌گمان اگر بخواهیم یکی‌یکی نام عزیزان را بر زبان آوریم، شمارشان از حد بیرون خواهد رفت.

از همین رو، در این یادنامه، به یادبود و احترام، تنها از سه تن از این بزرگان محبوب و نیک‌نام یاد می‌کنیم که هر یک در دل مردم آغچه‌کندی جایگاهی خاص و ارجمند دارند.

۱ـ مرحوم آقابابا باقرزاده: از ریش‌سفیدان و بزرگان نامدار روستای آغچه‌کندی، که همواره در میان اهالی از احترام و جایگاهی ویژه برخوردار بود، مرحوم آقا بابا باقرزاده به‌حق نمونه‌ی انسان نیک‌رفتار و مؤمن به حساب می‌آمد. بزرگان امروز روستا، حتی آنان که هرگز روی ایشان را ندیده‌اند، با نیکی و ستایش از شخصیت و اخلاق او یاد می‌کنند.

او مردی خوش‌خو، پرتلاش و کم‌توقع بود؛ پاک‌دل و فروتن، که هرگاه کاری خیر انجام می‌داد، می‌کوشید نامی از خود به میان نیاید. یکی از خصلت‌های ارزشمندش، که یادآور منش پیامبر اکرم(ص) بود، احترام به کوچک‌ترها، به‌ویژه کودکان بود. هرگاه کودکی در روستا باغی نداشت، اجازه می‌داد آزادانه وارد باغ او شوند و از میوه‌هایش بهره‌مند گردند تا دل هیچ کودکی از نعمت بی‌نصیب نماند.

آقا بابا در مراسم مذهبی روستا حضوری چشمگیر داشت. با فرارسیدن ماه محرم، در مسجد روستا همچون یک خدمت‌گزار ساده کنار عزاداران می‌ایستاد و با تمام وجود خدمت می‌کرد. تا زمانی که او در قید حیات بود، آیین‌های عزاداری محرم در آغچه‌کندی از باشکوه‌ترین و پرشورترین مراسم‌های منطقه به شمار می‌آمد و زبانزد عام و خاص بود.

اما خدمت خالصانه‌ی او تنها به امور دینی محدود نمی‌شد. در راه آبادانی، اتحاد و رفاه روستا نیز زحمات فراوان کشید. هرگاه میان اهالی اختلافی پیش می‌آمد، با منش میانجی‌گرانه‌ی خود دل‌هایشان را به هم نزدیک می‌کرد و کار به دادگاه و کلانتری نمی‌کشید؛ اختلاف‌ها در سایه‌ی بزرگواری او دوستانه پایان می‌یافت.

با آغاز فصل بهار، اهالی را گرد هم می‌آورد تا نهرهای منتهی به زمین‌های کشاورزی را پاک‌سازی و آماده‌ی آبیاری کنند. اما یکی از پرارزش‌ترین یادگارهای او، که همواره در ذهن مردم آغچه‌کندی ماندگار خواهد بود، رساندن آب لوله‌کشی به خانه‌های روستا بود. زمانی که طرح آب‌رسانی مطرح شد، زمین شخصی‌اش را که در بهترین نقطه‌ی روستا قرار داشت، بی‌هیچ چشمداشتی در اختیار اداره‌ی آب و فاضلاب گذاشت تا چاه آب در آنجا حفر شود.

او شب و روز، با پشتکار و دلسوزی عملیات لوله‌کشی را پیگیری می‌کرد و به اهالی وعده می‌داد که وضوی نماز صبحشان را با آب لوله‌کشی خواهند گرفت. سرانجام، در کمتر از دو هفته و با تلاش پیگیرانه‌ی ایشان، آب زلال لوله‌کشی به درِ خانه‌های مردم رسید و روستا برای همیشه از رنج کم‌آبی رها شد.

نام و یاد مرحوم آقا بابا باقرزاده، همواره با نیکی، ایمان و خدمت در دل مردم آغچه‌کندی زنده خواهد ماند. روحش شاد و یادش گرامی.

۲ـ مرحوم قهرمان جوری: مرحوم قهرمان جوزی از مردان باایمان، درستکار و مسئولیت‌پذیر روستا بود. از نخستین روزهای تأسیس شعبه‌ی نفت تا واپسین سال‌های زندگی، مدیریت و توزیع سوخت اهالی آغچه‌کند بر دوش او بود. هر سال، پیش از فرا رسیدن زمستان و آغاز روزهای سرد و برفی، سهمیه‌ی نفت روستا را از شرکت پخش فرآورده‌های نفتی منطقه تحویل می‌گرفت و آن را به‌صورت کوپنی میان خانواده‌ها توزیع می‌کرد.

اگر کسی هنگام خرید پول نداشت، او بی‌درنگ نفت را نسیه می‌داد و دریافت بهایش را به زمان برداشت گندم یا سیب‌زمینی موکول می‌کرد. آن سال‌ها آوردن تانکر نفت به روستا، با جاده‌ای که وضع مناسبی نداشت، کاری ساده نبود؛ اما او با پشتکار و صبوری کم‌نظیر، همه‌ی دشواری‌ها را به جان می‌خرید تا نفت و گازوئیل به‌موقع به دست مردم برسد و دل روستاییان از بابت سوخت زمستان آسوده باشد.

علاوه بر این، سال‌ها با مینی‌بوس شخصی خود به اهالی خدمت می‌کرد. در روزگاری که جاده‌ی خاکی روستا با نخستین برف زمستان بسته می‌شد و کمتر کسی جرأت عبور از آن راه صعب را داشت، او بی‌اعتنا به سرمای سوزان و لغزندگی راه، بامدادان مسافران را سوار می‌کرد و رهسپار شهر می‌شد تا مردم به کارهای اداری، درمانی یا تحصیلی خود برسند.

هرچند از مسافران کرایه دریافت می‌کرد، اما ارزش معنوی کار او به‌مراتب بیش از بهای نقدی آن بود؛ زیرا خدمت او سرشار از دلسوزی، تعهد و عشق به مردم بود ـ خدمتی که نامش را تا همیشه در دل اهالی آغچه‌کند زنده نگه می‌دارد.

۳ـ مرحومه محترم آسیابی: بی‌بی محترم، زنی مهربان، دلسوز و بسیار مهمان‌نواز بود؛ بانویی که با وجود سال‌خوردگی، بی‌آن‌که به کسی متکی باشد، با اقتدار و غرور خاصی زندگی‌اش را در خانه‌ی شخصی خود اداره می‌کرد و در میان اهالی روستا از محبوبیت فراوانی برخوردار بود.

درِ خانه‌اش همواره به روی هم‌ولایتی‌ها و میهمانان گشوده بود؛ با لبخند و روی خوش پذیرایی می‌کرد و هر بار به اندازه توان خود، هدایایی کوچک اما پرمحبت به کودکان آنان می‌داد تا خاطره‌ای نیک و ماندگار از او در ذهنشان نقش بندد.

او برای فامیل و همسایگان احترام ویژه‌ای قائل بود؛ هیچ‌گاه دلگیر نمی‌شد، در غم و شادی آنان شریک بود و اگر کسی گرفتار اندوه یا مصیبتی می‌گشت، بی‌درنگ به دلداری‌اش می‌شتافت. اهالی روستا که او را با عشق و احترام «بی‌بی محترم» می‌نامیدند، برایش ارج و جایگاه خاصی قائل بودند؛ در بیشتر جشن‌ها، اعیاد و حتی مراسم خواستگاری فرزندان‌شان، حضور او را مغتنم می‌دانستند و از وجودش برکت و صفا می‌گرفتند.

بی‌بی محترم باور عمیقی به خواص دارویی و درمانی سبزی‌های محلی داشت و در فصل بهار، بیشتر وقت خود را به چیدن تره‌ها و سبزی‌های کوهی اختصاص می‌داد. آنچه از این سبزی‌ها افزون بر مصرف روزانه باقی می‌ماند، با محبت و سخاوت به‌عنوان سوغات به میهمانانش هدیه می‌کرد.

او افزون بر صفات نیک انسانی و مردمی، در هنرهای دستی نیز تبحر چشمگیری داشت؛ مهارت در ساخت تنور گِلی، بافت جوراب و پیراهن‌های پشمی از نمونه‌های هنر دست پرتوانش بود؛ کارهایی که از عهده هرکسی برنمی‌آمد.

بی‌بی محترم ذوق شعری دلنشینی نیز داشت و شعرهای بسیاری در وصف طبیعت، مردم و روستای خود سروده بود؛ اما افسوس که به‌دلیل نداشتن سواد، نتوانست آن سروده‌ها را برای نسل‌های بعد به یادگار بگذارد.

برای شادی روح این عزیزان و سایر درگذشتگان روستای آغچه کندی صلوات

روستای آغچه کندی بزرگان زیادی داشته و دارد من در حد وسیع و معلومات خود یادی از سه نفر از بزرگان کردم از تمام اهالی روستا که در این زمینه اطلاعات بیشتری دارند یاری می طلبم تا در دادن اطلاعات مساعدت نمایند.

[ جمعه ۱۳۹۸/۰۳/۰۳ ] [ 17:17 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
آیین تدفین در روستای آغچه کندی

زمانی که یکی از اهالی روستا به رحمت خدا می رود عده ای از اهالی روستا برای کندن قبر عازم قبرستان شده و قبر میت را آماده می کنند. بعد از اینکه قبر میت آماده شد میت را در یکی از اتاق های متوفی غسل می دهند.اگر میت مرد باشد غسال مرد غسل می دهد ولی اگر میت زن باشد غسال زن این کار را انجام می دهد. پس از غسل، غسال میت را با سه پارچه سفید که آنها را لنگ، پیراهن و سر تا سری می گویند کفن می کند. سپس میت را در تابوت گذاشته و روی آن را با پارچه مشکی می پوشانند، مردم جنازه را بلند کرده و به سمت قبرستان روستا می برند. در میان افرادی که جنازه را حمل می کنند شخصی جمله ( لا اله الا الله و محمد رسول الله) را گفته و جمعیت در جواب ( لا اله الا الله ) می گویند و این جملات را تا قبرستان تکرار می کنند. البته نا گفته نماند که هیچ زنی در مراسم تشییع جنازه و تدفین میت شرکت ندارد حتی اگر از آشنایان و اقوام نزدیک شخص متوفی باشد و کسانی که در مراسم خاکسپاری میت حضور می یابند همه مرد هستند.

 

بعد از رسیدن جنازه به قبرستان نماز میت را به جای می آورند و سپس فاتحه ای را برای آمرزش گناهان میت می خوانند. زمانی که می خواهند میت را در درون قبر بگذارند یک یا دو نفر به داخل قبر می رود اگر میت زن باشد توسط محرم خود در قبر گذاشته می شود. قسمت سر میت را به سمت شمال و بر روی دست راست می خوابانند و صورت او را به سمت قبله بر می گردانند. بعد از اینکه میت را در داخل قبر گذاشتند گره های کفن را باز می کنند، یک نفر دست خود را بر شانه ی میت گذاشته  و جنازه را تکان می دهد  و در آخر امام جماعت دعای تلقین را برای میت می خواند. سپس سنگ های مسطح را بر ایوانه قبر که کمی از جسد بالاتر است قرار می دهند، که این سنگ ها را لَحد و در زبان محلی به آن اَحلد می گویند. بعد از چیدن سنگهای لحد مقداری گِل درست کرده و حاشیه سنگ ها را با آن می پوشانند. کسانی که در داخل قبر هستند از داخل قبر بیرون آمده و حاضرین به تدریج خاک را بر روی سنگهای لحد ریخته و قبر را پر می کنند زمانی که قبر را از خاک پر کردند مقداری آب بر روی قبر ریخته و سنگهای  مسطحی را به صورت ایستاده در قسمت پا و سر میت می گذارند. بعد از اینکه دفن میت تمام شد جمعیت پراکنده شده و به خانه های خود می روند. بعد از خلوت شدن قبرستان امام جماعت به نمایندگی از ولی میت بر سر قبر میت می نشیند و یکبار دیگر دعای تلقین را با صدای بلند برای میت می خواند. در روایات آمده است خواندن تلقین به میت آرامش می دهد و او را از نکیر و منکر رهایی می بخشد.

به مدت سه روز در خانه شخصی متوفی عزاداری و قرآن خوانی برگزار می شود .البته در قدیم رسمی بود که اهالی روستا باهم جمع می شدند و در شب شام غریبان شخص متوفی برای اهالی روستا و کسانی که از جاهای دیگر برای عرض تسلیت می آمدند، پذیرای شام را تدارک می دیدند، کسانی را که جا برای ماندن و استراحت نداشتند او را به خانه خود می بردند و محل استراحت و وسایل پذیرایی از او را فراهم می کردند اما متأسفانه این رسم نیز مثل بعضی رسم های دیگر طی گذشت زمان کم رنگ شده ، و به طور کلی به فراموشی سپرده شده است. در روز سوم ، چهلم و سالگرد شخص متوفی مراسم بزرگداشتی در مسجد روستا برگزار می شود که با پذیرایی ناهار یا شام همراه است. البته برگزاری این نوع مراسم ها در این دور و زمانه هزینه های زیادی را در پی دارد و صاحب عزا بیشتر از غم از دست دادن عزیزش، باید به فکر مخارج پذیرای از میهمانان، چاپ آگهی و برخی کارهای تشریفاتی باشد که اگر صاحب عزا از توانایی مال خوبی برخوردار نباشد این هزینه های سنگین تا مدتها روی دوش ایشان سنگینی خواهند کرد .امیدواریم نگاهها و طرز فکر افراد قدیمی در روستا به برگزاری این نوع مراسم ها عوض شود و به جای مراسمات تشریفاتی و هزینه بر مراسمات ساده تری برگزار شود تا کمی از مشکلات خانواده های عزاداری که از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیستند، کاسته شود.

[ جمعه ۱۳۹۸/۰۲/۲۰ ] [ 21:32 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
آیین ازدواج در روستای آغچه کندی

ازدواج یکی از سنت های حسنه در اسلام و تاریخ بشری در جهان بوده و در ایران میان اقوام مختلف دارای آداب و رسوم خاص خود می باشد.

روستای آغچه کندی نیز از قدیم الایام آداب و رسوم خاص خود را در این سنت حسنه دارد و پس از ورود اسلام به ایران این سنت طبق آداب و احکام شرعی اسلامی با ظرافت و زیبایی خاصی برگزار می گردد که در این پست به ترتیب مراحل ازدواج آغچه کندی را برای دوستان و خوانندگان عزیز بیان می کنم.

۱_خواستگاری:  بعد از اینکه پسر، دختر مورد علاقه خود را پسندید ابتدا موضوع را با خانواده خود در میان می گذارد و پس از مشورت، در صورت موافقت، معمولا مادر پسر و یکی از افراد فامیل(عمه یا خاله) به خانه دختر مورد نظر رفته و موضوع خواستگاری را مطرح می کنند. معمولا خانواده دختر برای گفتن نظر منفی یا مثبت چند روزی را برای مشورت با افراد فامیل مهلت می خواهند تا در این باره بیشتر فکر کنند. چند روز دیگر مادر پسر دوباره به خانه دختر می رود تا نظرشان را جویا شود. اگر نظر خانواده دختر با این وصلت منفی باشد مادر دختر عذرشان را خواسته و بعد از پذیرایی با احترام آنها را بدرقه می کند و خواستگاری منتفی می شود اما اگر نظر خانواده دختر مثبت باشد مادر دختر با گفتن جمله هر چه قسمت باشد همان می شود رضایتشان  را اعلام می کند و با مادر پسر زمان مشخصی را تعیین می کنند تا خواستگاری رسمی صورت گیرد. این کار تا اینجا پنهانی و مخفیانه انجام می گیرد که مبادا بدخواهان کار خیر را بهم بزنند و نگذارند عمل خیر صورت گیرد.

۲_ خواستگاری رسمی یا بله برون: در این مرحله عده ای از بزرگترهای دو خانواده در منزل پدر دختر جمع می شوند و درباره شیربها، مهریه و بقیه مسائل صحبت می کنند اگر هر خانواده شرطی داشته باشند در همین مراسم مطرح می کنند تا به توافق کامل برسند. در صورتی که پسر و دختر هیچ شناختی از هم نداشته باشند، در این مراسم به آنها فرصت داده می شود تا در یک اتاق جداگانه باهم صحبت کنند و با خلق و خوی هم بیشتر آشنا شوند. در پایان این مراسم با شیرینی که از طرف خانواده پسر آورده شده از میهمانان و حاضرین پذیرایی به عمل می آید.

صبح روز بعد زوجین برای انجام آزمایشهای قبل از ازدواج به شهر هشترود می روند و بعد از اینکه اطمینان پیدا کردند که زندگی خود را با سلامت و تندرستی شروع می کنند به خرید می روند. خانواده داماد هدایایی از قبیل انگشتر ( انگشتر نشان )، چادر ، کفش و غیره را برای دختر می خرند و خانواده دختر نیز هدایایی مانند انگشتر ( انگشتر نشان ) پیراهن و غیره  برای پسر می خرند.

۳_ مراسم عقد و جشن شیرینی خوران : این مراسم که از قبل زمان آن مشخص شده در خانه پدر دختر برگزار می شود اهالی روستا و سایر بستگان دو خانواده که در روستاها و شهرهای دیگر زندگی می کنند به این مراسم دعوت می شوند تا شاهد ازدواج دو جوان باشند. بستگان پسر قبل از آنکه به مراسم بروند در خانه پدر پسر جمع می شوند. مادر پسر وسایل و هدایایی را که برای دختر خریده اند را در سینی های تزیین شده می چیند و با شال قرمز  روی آنها را می پوشاند. چند نفر از جوانان سینی ها را روی سرشان گذاشته و همراه با دعوت شدگان با جشن و پایکوبی روانه خانه دختر می شوند.نزدیک خانه دختر شروع به کف زدن و هلهله می کنند تا خانواده دختر را از آمدنشان با خبر کنند. بعد از اینکه به خانه دختر رسیدند جوانان شروع به رقصیدن و پایکوبی می کنند. کسانی که سینی روی سر دارند بعد از دریافت انعام سینی ها را به خانواده عروس تحویل می دهند. پدر مادر دختر بعد از اینکه هدایا را تحویل گرفتن به میهمانها خوش آمد می گویند و آقایان را به مجلس آقایان و خانمها را به مجلس بانوان راهنمایی می کنند. در مجلس آقایان عاقد مبالغ شیربها و مهریه را که از قبل تعیین شده است یک بار دیگر برای اهالی روستا و میهمانان می خواند و نوشته ای را به عنوان سند به امضای طرفین و عده ای از ریش سفیدان مجلس می رساند. سپس کله قندی که از طرف خانواده پسر آورده شده به عنوان شیرینی مراسم توسط یکی از حاضرین شکسته می شود و بعد از آن عاقد به همراه داماد، پدر داماد و پدر عروس به مجلس بانوان می روند .دختر و پسر بر سر سفره عقد می نشینند، عاقد خطبه عقد را جاری می کند و پسر و دختر انگشتری را به عنوان نشان در دست هم می کنند و مراسم با جشن و سرور و پذیرایی از مهمانها برگزار گشته و پایان می پذیرد. بعد از این مراسم پسر و دختر محرم هم می شوند و می توانند به راحتی در کوچه و باغهای روستا با هم رفت و آمد کنند.

۴_ دوران نامزدی: دوران نامزدی در بین خانواده ها متفاوت می باشد اگر وضعیت مالی خانواده ها خوب باشد و مسکن داماد از قبل آماده باشد عروسی زودتر برگزار می شود در غیر این صورت این دوران کمی طولانی تر شده و بعد از اینکه خانواده ها آمادگی لازم را پیدا کردند عروسی صورت می گیرد. رفت و آمد عروس و داماد در دوران نامزدی در چهارچوب عرف و سنت روستا و زیر نظر خانواده ها صورت می گیرد. طبق رسم تا زمانی که عروس در خانه پدری است خانواده داماد هدایایی را در عید نوروز (بایراملق) در عید قربان (قربانلق) و در شب چله (چللیک) می برند و روز خوشی را در کنار عروس خود سپری می کنند. 

۵_ جهاز برون : چند روز قبل از برگزاری عروسی، مراسم جهاز برون صورت می گیرد. خانواده عروس و داماد عده ای از نزدیکان خویش را برای دیدن جهیزیه ی عروس دعوت می کنند. یکی از ریش سفیدان که از سواد بالایی برخوردار است لیست اقلام و وسایل خریداری شده را در دو برگ می نویسد و عده ای از بزرگان مجلس به همراه داماد، پدر داماد و پدر عروس زیر آن را امضا می کنند و به عنوان یک سند یک برگ نزد داماد و برگ دیگر نزد پدر عروس می ماند این سند بدین منظور تهیه می شود که اگر خدای ناکرده اگر عروس داماد نتوانستند به زندگی مشترک ادامه دهند عروس بتواند جهیزیه اش را پس بگیرد. هزینه بردن جهیزیه به خانه داماد بر عهده داماد ولی چیدن وسایل در خانه داماد بر عهده ی خانواده عروس می باشد.

چند روز مانده به عروسی و جشن حنابندان عروس و داماد به همراه عده ای از افراد خانواده به خرید می روند و هدایایی را برای یکدیگر می خرند. بعد از خرید، عروس لباس عروس و آرایشگاه مورد نظر خود را انتخاب می کند. داماد نیز هماهنگی های لازم را با آتلیه و تزیین ماشین عروس انجام می دهد تا در روز عروسی استرس و دغدغه انجام این کارها را نداشته باشند و با خیال راحت از جشن خود لذت ببرند.

۶_جشن حنابندان: جشن زنانه است است که به مناسبت خداحافظی عروس در آخرین شب اقامت او در خانه پدر برگزار می شود. در جشن حنابندان معمولا زنان شرکت کننده دستانشان را  با آغشتن به ظرف حنایی که دور تا دور مجلس گردانده می شود رنگ می کنند و معتقدند که اثری از بهشت و نشانه ای از شادی، مهر و نیکبختی دارد. هزینه پذیرایی از مهمانان در این مراسم بر عهده خانواده عروس است. 

۷_ عروسی: چند ساعت مانده به شروع مراسم عروسی، عروس و داماد برای آرایش به شهر هشترود  می روند. همزمان در روستا خانواده داماد هدایا و وسایل خریداری شده برای عروس را همراه با دعوت شدگان با جشن پایکوبی به خانه پدر عروس می برند. خانواده عروس هم وسایل خریداری شده برای داماد  را در سینی های تزیین شده چیده و تا شروع مراسم عروسی به خانه پدر داماد می برند. عروس و داماد بعد از اتمام آرایش با ماشین تزیین شده و گل آرایی زیبا به آتلیه رفته و تصاویری از عروسی خود را ثبت می کنند و بعد به همراه فیلمبردار و عده ای از بستگان خود به سمت روستا و محل برگزاری مراسم عروسی حرکت می کنند. در بین راه معمولا عروس و داماد در طبیعتی زیبا از ماشین پیاده شده و با همدیگر قدم می زنند و حاضران هم در کنار آنها به رقص و پایکوبی می پردازند. بعد از رسیدن عروس و داماد به روستا صدای هلهله و شادی در روستا می پیچد. همه اهالی روستا و میهمانان جلوی محل مراسم عروسی جمع می شوند. سورنا و دهل نواخته می شود، دوستان داماد و اعضای خانواده به رقص و پایکوبی می پردازند. یکی از رسوم این مراسم که  از قدیم الایام بوده و هست مراسم کشتی است که به صورت دوستانه و برای گرم کردن مراسم صورت می گیرد.

مراسم عروسی به صورت دو مجلس جداگانه زنانه و مردانه ولی همزمان در خانه پدر داماد و پدر عروس برگزار می شود. در مجلس بانوان زنان هلهله و شادی می کنند اقلام و وسایلی که از طرف خانواده داماد برای عروس خریداری شده، به میهمانها نشان داده می شود و در نهایت با رقص عروس و داماد مراسم خاتمه می یابد. اما در مجلس آقایان آشیق پس از معرفی داماد مراسم را با نام خدا و با مدح پیامبر(ص) و ائمه اطهار (ع)  آغاز می کند سپس به همراه گروه خود (نوازنده سورنا و دایره زن) سروده های زیبایی را در وصف قهرمانان آذربایجان، قصه های اساطیری و فلوکورهایی که ریشه در فرهنگ عمیق آذربایجان دارد می خوانند از حماسه کور اوغلی و یارانش، از رشادت های قاچاق نبی و همسرش هجر، از داستان تلخ عاشقی اصلی کرم، از عفت و وفاداری سارا نسبت به خان چوبان و ... حضار نیز آشیق را طلبیده و درخواست می دهند  معمولا در هنگام درخواست یک نفر از گروه سه نفری آشیقها که معمولا دایره زن (قاوالچی) این کار را انجام می دهد در مقابل فرد درخواست کننده می ایستد و او با انداختن هر قطعه اسکناس در داخل دایره (قاوال) افراد مورد نظر خود را نام می برد و به سلامتی آنها انعام می دهد. برخی نیز هنگام درخواست فردی را از حاضرین انتخاب می کند و از آشیق می خواهد که او را تعریف کند و گروه آشیق در مقابل فرد معرفی شده می ایستد و  برای او تعریف می خواند و حاضرین نیز بر سر او پول می گذارند ،  برخی نیز هنگام درخواست فردی را از حاضرین انتخاب می کند و او را می رقصاند، فرد رقصنده مجلس را با رقص دور زند و حاضرین پولی را به عنوان شاباش بر سر او می ریزند. مبلغی را که حضار به عنوان شاباش یا انعام هدیه می دهند توسط قاوال چی و فردی که طوی بگی نامیده می شود جمع آوری و به رئیس بانک مجلس که از قبل توسط خانواده داماد انتخاب شده، تحویل داده می شود تا پولها مرتب و شمارش شوند.

در لحظات پایانی مراسم داماد برای پوشیدن لباسهای دامادی به خانه دیگر می رود. در مراسم پوشیدن لباس دامادی عده ای از اقوام و خویشاوندان هر دو خانواده حضور می یابند. مادر داماد پیراهن برتن داشته داماد را از تن او در می آورد و به عنوان تبرک می پوشد سپس داماد به کمک یکی از بستگان لباسهای دامادی خود را می پوشد، معمولا هنگام پوشیدن کت یک دست کت را نمی پوشانند و می گویند کت کوچک است یکی از بزرگان خانواده عروس مبلغی را به کسی که لباسها را می پوشاند می دهد و می گوید حالا دیگر کت به اندازه داماد می آید خلاصه لباس دامادی با تشریفات فراوان پوشیده می شود. در پایان مراسم لباس پوشیدن دو نفر از پسران مجرد یا نامزد که رابطه ی نزدیکی با داماد دارند به عنوان ساقدوش و سولدوش انتخاب می شوند و به همراه داماد شمع به دست گرفته و به خانه ای که جشن مراسم عروسی برگزار می شود، می روند. هنگامی که داماد و ساقدوش و سولدوش می خواهند وارد مجلس شوند آشیق جلوی آنها را می گیرد و از آنها می پرسد که آیا جواز ورود به مجلس را دارند آنها هم می گویند، خیر پدر یا یکی از بستگان داماد مبلغی را به آشیق می دهند و می گویند حالا دارند. سپس داماد به همراه ساقدوش و سولدوش خود وارد مجلس می شوند. بعد از اینکه وارد مجلس شدند در گوشه از مجلس رو به قبله می ایستند و آشیق با همراهی دایره زن در تعریف آنها تصنیف های مخصوص می خوانند. و از مهمانانی که پول روی سر داماد و ساقدوش و سولدوش می گذارند یکی یکی نام می برند و از آنها انعام نیز دریافت می کنند. وقتی آشیق تعریف داماد را تمام کرد دست خود را سه بار روی شانه ی داماد و ساقدوش و سولدوش می گذارد و با ذکر صلوات و آوردن نام آل عبا آرزو می کند که داماد صاحب هفت پسر و یک دختر کچل شود البته این آرزو  بیشتر جنبه شوخی دارد. معمولا در این لحظات اقوام نزدیک داماد از جمله پدر در کنار داماد می ایستند و عکس یادگاری می گیرند داماد نیز به پاس قدردانی از تمام زحماتی که پدر برایش کشیده دست او را می بود. بعد از اینکه اقوام عکسهای یادگاری خود را گرفتند آشیق از بزرگان مجلس کسب اجازه می کند تا داماد برقصد. داماد با رقصیدن مجلس را دور می زند و حاضرین نیز بر سر او پول می ریزند پشت سرش نیز طوی بگی پولها را جمع آوری و تحویل رئیس بانک مجلس می دهد. بعد از رقص داماد میهمانها مبلغی را در حد توان خود به عنوان هدیه نقدی (تویانا) به داماد می دهند این مبالغ توسط یک نفر جمع آوری و با صدای بلند به حضار اعلام می کند. بعد از جمع آوری هدایای نقدی کل پول جمع شده در این مراسم توسط رئیس بانک مجلس اعلام می شود و حاضرین با گفتن الله مبارک السین (خدا مبارک کنه) به داماد و خانواده اش تبریک می گویند. در پایان مراسم با صرف شام از میهمانان پذیرایی به عمل می آید و کسانی که رابطه دوری با خانواده داماد و عروس دارند مراسم را ترک کرده و به خانه های خود می روند. سپس داماد به همراه بزرگان و بستگان خود برای بردن عروس به خانه پدر عروس می روند.

قبل از اینکه عروس از خانه پدر بیرون رود پدر یا بزرگتر فامیل دست بر شانه عروس و داماد می گذارد و با ذکر صلوات و آوردن نام آل عبا برای عروس آرزوی خوشبختی می کند. سپس یکی از اقوام نزدیک داماد شالی را سه بار از بالای سر و زیر پاهای عروس عبور می دهد و در نوبت آخر، آن را به کمر عروس گره می زند، در این زمان به صورت کسی که شال را می بندد آرد پاشیده می شود. در نهایت عروس با خانواده خود خداحافظی کرده، از زیر قرآن رد شده و راهی خانه بخت می شود. بعد از رسیدن عروس به جلوی خانه ی داماد سورنا و دهل نواخته می شود جوانان شروع به رقصیدن و پای کوبی می کنند. پدر داماد گوسفندی را جلوی عروس و داماد قربانی می کند. البته تا چند سال پیش رسم بر این بود که عروس قبل از اینکه وارد خانه داماد شود داماد به همراه ساقدوش و سولدوش خود پشت بام می رفتند و سیب سرخی را به سمت عروس و حضار پرتاب می کردند که امروزه این رسم به فراموشی کامل سپرده شده است. در بدو ورود عروس و داماد به داخل خانه تخم مرغ یا لیوانی زیر پای عروس و داماد شکسته می شود چون اهالی روستا از قدیم معتقدند که شکستن تخم مرغ یا لیوان چشم زخم و بلایا را از عروس و داماد دور می کند. بعد از اینکه عروس و داماد وارد خانه شدند میهمانها و آشنایانی که آنها را تا آنجا همراهی کرده بودند،  بعد از تبریک گویی خانه را ترک کرده و به خانه های خود می روند. بعد از رفتن میهمانها و خلوت شدن خانه عروس و داماد به حجله خود می روند و به این ترتیب مراسم عروسی با تمام زیبایی ها و شیرینی های خود به پایان می رسد.

۸_ مراسم پاتختی:  پاتختی یک مهمانی ساده ۳_۲ ساعته است که فردای روز عروسی و معمولا بعد از ظهر برگزار می شود. این مراسم نیازی به دعوت رسمی ندارند و همه خانم های فامیل و دوست که می خواهند چشم روشنی و هدیه برای عروس ببرند به این مراسم می روند. وسایل پذیرایی جشن پاتختی توسط خانواده داماد انجام می شود و آنها به عنوان میزبان از میهمانان پذیرایی می کنند. در این مراسم  زنان شرکت کننده به رقص و شادی می پردازند و در پایان مراسم هدایایی را از قبیل پول نقد یا وسایل خانگی به عروس هدیه می دهند.

[ جمعه ۱۳۹۸/۰۲/۱۳ ] [ 5:48 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
آیین های عزاداری محرم در روستای آغچه کندی

مردم روستای آغچه کندی همچون مردم سایر مناطق ایران، آداب و رسوم ویژه ای برای سوگواری حسین بن علی علیه السلام  دارند. با شروع ماه محرم پرچم سیاهی در جلوی مسجد روستا توسط خادمین مسجد بر افراشته می شود .کسانی که قبلا از روستا به شهرهای دیگر مهاجرت کرده اند در این ایام به زادگاه خود بر می گردند و در جمع بستگان و آشنایان خود در مراسم عزاداری شرکت می کنند. مردم روستا از شب اول تا نهم ماه محرم بعد از نماز مغرب و عشا در قالب دسته های سینه زنی و شاخسی واخسی به عزاداری در درون مسجد می پردازند. روحانی مسجد به ذکر مصائب و مرثیه ی حسینی می پردازد و آگاهی هایی در مورد واقعه ی کربلا به اطلاع مردم روستا می رساند .

 

دسته های سینه زنی و شاخسی واخسی از نخستین ساعات روز عاشورا در جلوی مسجد حضور می یابند و تا ساعت ۱۰ صبح در بیرون از مسجد به عزاداری می پردازند سپس به طرف آرامستان روستا حرکت کرده و بر کسانی که اسیر خاکند فاتحه می خوانند بعد از خواندن فاتحه بر اهل قبور به دیدار خانواده شهید شیرینعلی آذرکمند و کسانی که در طول سال عزیز خود را از دست داده اند رفته و به آنها تسلیت می گویند خانواده های عزادار نیز با دادن شربت و خرما دسته های عزاداری را پذیرایی و بدرقه می کنند پس از دیدار با خانواده های مغزا به طرف مسجد حرکت کرده و در مقابل مسجد به عزاداری می پردازند .

نزدیک اذان عشق و ارادت عزادران به امام حسین و یاران با وفایش به اوج خود می رسد و بلافاصله بعد از گفتن اذان مراسم ظهر عاشورا آغاز می شود در این مراسم یکی از ریش سفیدان دسته شاخسی واخسی رجزهای سوزناکی را با صدای بلند می خواند و بقیه آن را یک صدا تکرار می کنند و به یاد امام مظلوم و یاران با وفایش اشک ماتم ریخته و سینه زنان به داخل مسجد می روند. پس از عزاداری مختصر و قرائت نماز ظهر با احسانی که به کمک اهالی روستا تهیه شده از اهالی روستا و میهمانان پذیرایی به عمل می آید. مراسم شام غریبان نیز بعد از غروب آفتاب روز عاشورا در مسجد روستا برگزار می گردد، در این شب چراغ های مسجد را خاموش نموده و همه در حزن و اندوه به عزاداری می پردازند.  

     گوشه هایی از عزاداری مردم روستای آغچه کندی در عاشورای ۱۳۹۶

                                               👇 👇👇 👇

https://www.aparat.com/v/q3MEh

[ سه شنبه ۱۳۹۸/۰۱/۰۶ ] [ 2:40 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
شغل مردم روستای آغچه کندی

شغل اغلب مردم روستای آغچه کندی کشاورزی و دامپروری می باشد.

 

در بخش کشاورزی مهم ترین محصول تولیدی روستا گندم، سیب زمینی و سیب می باشد ولی در کنار آنها می توان از جو، عدس، نخود،گلابی، آلو، خیار،هندوانه و سایر محصولات دیگر را نام برد.

در سالهای اخیر کشت گندم در این منطقه رونق فراوانی گرفته است؛ و این منطقه را به یکی از قطب های تولید گندم با کیفیت و صادراتی تبدیل کرده است. 

از جمله عواملی که باعث شده تا کشاورزان این روستا بیشتر به کشت گندم تمایل داشته باشند عبارتند از:

۱_حمایت اصولی دولت از گندمکاران:توجه به اهمیت کشت گندم و افزایش نرخ خرید تضمینی آن از سوی دولت موجب رغبت و انگیزه کشاورزان شده است.

۲_پیدایش ماشین آلات کاشت و برداشت گندم: روی کار آمدن این ماشینها سبب شده تا هم تولید این محصول افزایش یابد و هم سختی کار در این شغل کاهش یابد.

۳_دیمی بودن اکثر مزارع: کشت گندم در مزارع دیمی در مقایسه با سایر محصولات از چند نظر حائز اهمیت است. اول اینکه گندم قادر است خود را با شرایط خشکی تا حدی تطبیق دهد و از اثرات سوء کم آبی محفوظ بماند .دوم اینکه کشت و زراعت در زمینهای دیمی نیاز به نزولات آسمانی دارد و به دلیل اینکه کشت گندم در این منطقه همزمان با ریزش های جوی است و بخش قابل توجهی از نیاز آبی این محصول از این طریق رفع می شود.

محصول دوم روستای آغچه کندی که در منطقه زبانزد عام و خاص است سیب زمینی می باشد.

وجود منابع آبی شیرین، خاک غنی حاصلخیز و عدم استفاده از کود شیمیایی باعث شده تا سیب زمینی این روستا از شهرت فراوانی در منطقه بر خوردار باشد.

اما به دلیل مشکلاتی چون نبود سردخانه برای نگهداری محصول،نبود ماشین آلات کاشت و برداشت و نبود بازار مناسب برای فروش این محصول باعث شده تا کشاورزان انگیزه و رغبتی برای تولید بیشتر این محصول نداشته باشند.

غیر از گندم و سیب زمینی محصول دیگری که در میان ساکنان این روستا جایگاه ویژه ای پیدا کرده است سیب می باشد.

منابع آبی کافی و همچنین آب و هوای مساعد باعث شده تا اکثر باغات این روستا به درخت سیب اختصاص یابد. 

در این روستا سه نوع سیب،قرمز،زرد و لبنانی کشت شده است اما سیب قرمز آن به دلیل ماندگاری طولانی و عطر خاص مرغوبیت بالایی داشته و به همین دلیل در اکثر باغات این روستا سیب قرمز کشت شده است. 

دامداری یکی از ارکان مهم اقتصادی در این روستا می باشد. 

از دیر باز به علت وجود مراتع گسترده در این روستا شغل دامداری در آن رونق فراوان داشته است.

شیوه دامداری در این روستا به صورت سنتی و متکی به مراتع است. 

قدمت و ریشه دامداری در این روستا بر سبک زندگی مردم تاثیر به سزایی داشته است و بسیاری از صنایع دستی و غذاهای محلی این روستا سر منشا فر آورده های دامی دارد. 

اکثر دامداران این روستا بیشتر به پرورش حیواناتی چون گوسفند و گاو مشغول هستند و برای مصارف روزمره مرغ خانگی نیز نگه می دارند.

[ چهارشنبه ۱۳۹۷/۱۱/۱۷ ] [ 4:54 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
چشمه ساری قیه

چشمه ساری قیه با چشم اندازی زیبا یکی از نادرترین و زیباترین چشمه های استان آذربایجان شرقی است که در فاصله ۳۳کیلومتری شمال غربی شهر هشترود و در نزدیکی روستای آغچه کندی در داخل دره ای نسبتاً باز که در زبان محلی به آن شُور دره گفته می شود قرار گرفته است. این چشمه که از دل یک تپه سنگی می جوشد به دلیل خواص درمانی متعدد و تاثیر مثبتی که در التیام درد های پوستی دارد به تن رنجور بیماران سلامتی را رایگان هدیه می دهد.

علت نامگذاری این چشمه به تپه سنگی که در دامنه آن قرار گرفته است باز می گردد، تپه سنگی که عمدتاً از سنگهای رگه دار و تیز تشکیل شده و با گذشت زمان و به دلیل تاثیر رسوبات و املاح معدنی رنگ زردی به خود گرفته اند و آب چشمه نیز از دل همین سنگ های زرد می جوشد و جریان دارد. معنای لغوی ساری قیه در زبان ترکی سنگ زرد می باشد.

آب این چشمه که با فشار متوسط گاز از دل زمین به بیرون می جوشد با خودش آهک را نیز از اعماق به سطح زمین می آورد و به مرور زمان در محل جوشش آب لایه ای از املاح به صورت ورقه ورقه به وجود می آید و زمانی که ضخامت این لایه ها زیاد شد سطح وسیعی از سنگ تراورتن در اطراف این چشمه ایجاد می شود.

آب چشمه ساری قیه به خاطر اینکه از دل کوههای آتشفشانی و زمین های آهکی بیرون می آید، خاصیت درمانی دارد و در محل خروجی آب چشمه استخر کوچکی ایجاد شده که آب آن برای بیماران مفصلی و حساسیت های پوستی بسیار مفید است.

دمای آب چشمه ساری قیه در هر فصل از سال تا حدودی ثابت است و حدود ۲۵ درجه سانتیگراد می باشد و میزان آب دهی آن ۲ لیتر در دقیقه و جریان آب به صورت دائمی است.

وجود شکاف ها و غارهایی از جنس سنگ در اطراف این چشمه بر زیبایی آن افزوده و دیده گان هر بیننده ای را به خود خیره می کند و مهمانان را به تحسین و تکریم آفرینش گر هستی وا می دارد، اما با وجود تمام این زیبائی ها هنوز برای خیلی ها ناشناخته است و پای کمتر گردشگری به آن باز شده است و فقط گاهی مردم منطقه از آب آن برای درمان بیماری های پوستی استفاده می گنند.

با توجه به شرایط آب و هوای منطقه بهترین زمان سفر به چشمه ساری قیه اواخر فصل بهار و تابستان هست تا علاوه بر آنکه آب تنی در چشمه ساری قیه را تجربه کنید از تماشای مناظر طبیعی روستا هم لذت ببرید.

کلیپی زیبا از چشمه ساری قیه

👇👇👇

https://www.aparat.com/v/p4Uux

[ چهارشنبه ۱۳۹۷/۱۱/۱۷ ] [ 4:36 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
قرقچی داغی

در روزگار گذشته، از نیمه‌ی دوم ماه اردیبهشت تا آغاز آبان، زمین‌های کشاورزی آبادی‌ها در حالت قرق قرار می‌گرفتند؛ یعنی در این مدت هیچ‌کس اجازه نداشت دام خود را وارد مزارع دیگری کند. این رسم، نشانه‌ی نظم و حرمت‌گذاری به حاصل دسترنج کشاورزان بود.

از آن‌جا که مردم روستا سرگرم کار و زراعت خویش بودند و توان نگهبانی پیوسته از کشت‌زارها و باغ‌ها را نداشتند، شخص یا اشخاصی برای این کار برگزیده می‌شدند که در گویش محلی آنان را قرقچی می‌نامیدند.

قرقچی وظیفه داشت از ورود دام‌های اهالی به زمین‌های دیگر جلوگیری کند و نیز مراقب بود تا دام‌های روستاهای مجاور به چراگاه‌های مرزی تجاوز نکنند.

به سبب ارتفاع چشمگیر این کوه در میان تپه‌ها و دشت‌های آغچه‌کندی و تسلط آن بر بخش بزرگی از مزارع کشاورزی و چراگاه‌های مرزی، قرقچیان آن را مقر نگهبانی خود برگزیده بودند. از فراز این بلندی، بر دشت‌ها، باغات و مرز چراگاه‌ها نظاره می‌کردند تا هیچ آسیبی به زمین‌های کشت شده روستا نرسد.

از همان روزگار، این کوه در میان مردم آغچه‌کندی به نام «کوه قرقچی» شناخته شد.

این کوه در بخش جنوب‌شرقی آغچه‌کندی و در دامنه‌ی ناحیه‌ی زیبا و سرسبزی به نام غمیشلی واقع شده است.

[ پنجشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ ] [ 17:16 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
قراول داغی

قراول در زبان ترکی به معنای نگهبانی و داغ هم به معنی کوه می باشد.

در زمان های قدیم روستای آغچه کندی هم مثل سایر آبادیها و قبایل کوچک مورد هجوم دزدان و حمله غارتگران قرار می گرفت. اهالی روستا برای اینکه از لحظه ورود آنها  به داخل روستا باخبر شوند به طور نوبتی و در دسته های سه یا چهار نفره از بالای این کوه که هم به روستا نزدیک بود و هم به راههای منتهی روستا دید بهتری داشت نگهبانی می دادند.

افرادی که از بالای این کوه نگهبانی می دادند علاوه بر اینکه باید راه های ورودی به روستا را می پاییدند باید رفت و آمد های مشکوک به چشمه ساری قیه را هم بررسی می کردند تا عده ای از افراد سود جو به طمع طلا و اشیا گران قیمت نتوانند به آن آسیب برسانند. 

قرار گرفتن این کوه در قسمت شرقی روستا باعث شده تا به هنگام طلوع خورشید سایه آن به طور کامل محوطه روستا را بپوشاند.

[ پنجشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ ] [ 17:4 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
گیاهان دارویی در روستای آغچه کندی

روستای آغچه کندی با وجود شرایط آب و هوای مناسب زیستگاه بسیاری از گونه های گیاهی دارویی می باشد که هر یک به نوعی برای درمان بیماری ها و افزایش قدرت و توان اعضای داخلی و ظاهری بدن از سالهای دور مورد استفاده قرار گرفته اند که در اینجا به برخی از این گیاهان و خواص دارویی و درمانی آنها اشاره می کنیم.

 

یارپیز (پونه)

با شروع فصل گرما این گیاه در جاهای مرطوب و کنار چشمه ها می روید.ساقه آن بین ۳۰ تا ۹۰ سانتی متر رشد می کند.برگهای این گیاه متقابل، از نظر اندازه متغیر و در پایین ساقه بزرگتر است اما هرچه به سمت راس ساقه می رود برگها کوچکتر شده و به شکل تخم مرغی یا بیضوی در می آید حاشیه برگها صاف و به شکل برگ نعناع است .گلها بنفش و به ندرت سفید است که با فاصله از یکدیگر و پرشمار در محور برگ ها و در طول ساقه قرار گرفته اند.گل دهی از اول فروردین تا شهریور ادامه می یابد.تمام قسمت های گیاه بوی مطبوع و معطر دارد.

از دم کرده ی این گیاه برای درمان سرماخوردگی، زکام،  سردردها، مشکلات گوارشی، کم کردن تب خفیف، تسکین گلو درد و برای بهبود نفخ شکم استفاده می شود

گیلدیک( نسترن کوهی)

نسترن کوهی درختچه کوچکی است که ارتفاع آن از ۱ تا ۵ متر متغیر است و به شرایط اقلیمی محل رویش بستگی دارد.

این درختچه در حاشیه جنگل ها ،بوته زارها و گودال های آب می روید.بر روی ساقه هایش تیغ های کوچک و تیز دارد که در بالا روندگی به آن کمک می کند.برگ های آن به رنگ سبز مات ، بدون کرک ، در حاشیه دارای دندانه هستند. گل ها نیز به رنگ صورتی متمایل به سفید ،کوچک و بسیار معطر هستند. میوه نسترن کوهی کوزه مانند و رنگ آن قرمز روشن و داری چندین دانه می باشد.

میوه نسترن کوهی حاوی مقدار فراوانی ویتامین c می باشد و استفاده داروی از آن از زمان های گذشته مرسوم بوده است. 

از جمله خواص دارویی نسترن کوهی می توان به تقویت کننده قلب و اعصاب، آرامبخش و رفع خستگی، برطرف کننده عوارض کمبود ویتامینc، درمان ورم کلیه،درد معده و اسهال، دفع سنگ کیسه صفرا و رفع بی خوابی اشاره کرد.

مردم روستا اغلب به صورت پخته و غالباً در آش های خود می ریزند و در بعضی مواقع به صورت دم کرده و چای استفاده می کنند.

کهلیک اوتی ( کاکوتی)

این گیاه دارای ساقه های متعدد اما تکی است که معمولا از ناحیه قاعده گیاه منشعب شده اند بعضی ساقه ها بلند و بعضی کوتاه تر هستند.برگهای این گیاه بسیار کوچک ،کرکدار و گل های آن به رنگ بنفش یا سفید، بدون دمگل، مجتمع و بسیار معطر است.

این گیاه در تمام ارتفاعات روستای آغچه کندی رشد می کند و اهالی آن این گیاه را پس از برداشت، خشک کرده و به وسیله سنگهای مخصوص که در زبان محلی به آن اَل داشی می گویند تبدیل به پودر می کنند و در آش ها و کله جوش های خود از آن به عنوان طعم دهنده غذا استفاده می کنند .

از جمله خواص درمانی کاکوتی می توان به درمان رماتیسم، درمان تب مالت، ضد عفونی کننده روده، ضد عفونی کننده مجاری تنفسی اشاره کرد

نکته:مصرف کاکوتی برای زنان باردار و کسانی که نارسائی قلبی دارند مضر می باشد.

 

ختمی

گیاهی است علفی و چند ساله که ارتفاع آن گاهی به ۲ متر هم می رسد ساقه آن از کرک های ریز که به رنگ سفید می باشد پوشیده شده است. برگهای این گیاه دندانه دار، پهن و به شکل قلب است.گل های ختمی درشت به رنگ سفید یا صورتی است که به صورت دسته های سه تایی در تابستان ظاهر می شوند.

از جمله خواص درمانی ختمی می توان به درمان گلو درد، تب، درمان زخم، بیماری های دستگاه گوارش، درمان امراض تنفسی، بهبود اشتها،درمان سوزش و کاهش تحریکات کلیه و رحم در زنان اشاره کرد.

بلاغ اوتی ( آب تره )

گیاهی با رشد سریع آبی در کنار رودخانه ها، چشمه های دائمی و حتی مناطق جلگه ای رویش دارد.طول ساقه آن به تناسب شرایط محل رویش متفاوت است به طوری که در جریان آب کم عمق ساقه اش کوتاه و در جریان آب نسبتاً عمیق و زلال از نیم متر هم تجاوز می کند.

برگ های آن به رنگ سبز تیره و عاری از کرک است.ریشه های کوچک و سفید به صورت شبکه ای خارج می شود که باعث ارتباط آنها در نقاط مختلف زمین می شود. 

آب تره پس از چیده شدن باید در آب تمیز شسته شود زیرا گیاه آب تره دارای زالوهای ریزی است که در آب شیرین تمیز رشد می کنند و این زالوها اگر به روده گوارش انسان راه یابند موجب زخم می شوند.

مواد موثر آب تره موجب انقباض شدید ماهیچه های بدن می شود و نباید مورد استفاده زنان باردار قرار گیرد. مصرف این گیاه برای خانمهای نابارور هم مضر است.

از جمله خواص درمانی آب تره می توان به افزایش طول عمر، کاهش قند خون، تسکین ناراحتی های قلبی و ورم قوزک پا، اشتها آور، درمان ناراحتی های آسم ودرمان تب اشاره کرد.

توکلیجه (چای کوهی)

ساقه این گیاه به صورت ایستاده، کرک دار، منشعب با شاخه های ساده که برخی از آنها بارور و برخی دیگر عقیم و کوتاه هستند.برگها به صورت ساقه ای، پهن و دراز یا سرنیزه ای و به رنگ سبز مات می باشند.گلهای این گیاه خوشه مانند، به رنگ صورتی یا ارغوانی و پوشیده از کرک پرهای بلند به رنگ بنفش هستند.

از جمله خواص درمانی چای کوهی می توان به رفع افسردگی و درمان بی خوابی ،درمان سرما خوردگی و سرفه، درمان رماتیسم، افزایش اشتها، رفع کم خونی، درمان درد های مفصلی، دفع سنگ کلیه، درمان ناراحتی های معده و غیره اشاره کرد.

مصرف چای کوهی برای زنان باردار مضر بوده و ممکن است موجب سقط جنین شود.

 چیله داغی(آدمک)

چیله داغی یکی از گیاهان علفی و چند ساله است که تا حدود ۱۵ تا ۴۰ سانتیمتر رشد می کند. این گیاه دارای برگ های مرکب شانه ای و گل های زرد رنگ بوده که تمامی سطح گیاه اعم از گل ها، برگها و ساقه ها پوشیده از کرک های سفید و انبوه می باشد.

این گیاه خودروی بیشتر در خاک های سنگین، زمین های شیب دار و دارای قلوه سنگ و نواحی صخره ای رشد می کند. 

مردم روستا ریشه این گیاه را پس از جمع آوری و تمیز کردن آن را تکه تکه کرده و در سایه تحت تاثیر هوای آزاد خشک می کنند سپس به وسیله سنگ های آسیاب یا وسایل دیگر آن را آسیاب کرده و از پودر آن به عنوان مرهم یا دارو استفاده می کنند. 

از قدیم الایام  مردم روستای آغچه کندی پودر این گیاه را به صورت مرهم با دنبه گوسفند جهت درمان و التیام دردهای رماتیسمی و نیز نرم نمودن عضلات نواحی که شیئی در آن فرو رفته جهت در آوردن شی و یا جا اندازی استخوان های جا به جا شده و در رفته و همچنین برای درمان پاشنه پا و تسکین درد استفاده می کنند. 

یمیشان(زالزالک)

زالزالک درختچه ای است با شاخه های انبوه و تیغ دار و تا ارتفاع ۵ متر رشد می کند.پوست تنه این درخت به رنگ قهوه ای کم رنگ با شکاف های عمودی نارنجی رنگ است.در اردیبهشت  و خرداد گلهای معطر زالزالک که به رنگ سفید ،صورتی یا قرمز هستند بر روی ساقه ها ظاهر می شوند و توسط زنبور عسل و سایر حشرات گرده افشانی می شوند .میوه زالزالک اغلب به رنگ قرمز تیره، به طول یک سانتی متر و از نظر ساختمانی دارای یک میوه دانه دار و حاوی یک بذر می باشد.

زمان رسیدن میوه این این درختچه از نیمه دوم آبان ماه تا شروع دی هست و مصرف آن قبل از رسیدن کامل ممکن است عوارض و اثرات مضری را به همراه داشته باشد. 

از جمله خواص دارویی زالزالک می توان به لاغری،سلامت قلب، درمان نارسائی قلبی و تسکین درد قفسه سینه، کاهش فشار خون، درمان اسهال، عفونت روده، کم خوابی و سلامت چشم اشاره کرد.

 

[ پنجشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ ] [ 15:17 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
زندگی جانوری و حیات وحش در روستای آغچه کندی

شرایط آب و هوای مناسب، فراوانی و تنوع پوشش گیاهی،فراوانی اب، نوع کوههای منطقه و وسعت زیاد همگی از دلایلی هستند که باعث شده است تا کوهستانهای روستای آغچه کندی ارزش های زیستگاهی بالایی داشته باشد.

انواع حیوانات وحشی که در کوهستان های روستای آغچه کندی  زندگی می کنند عبارتند از:گرگ، گراز، روباه، شغال و ...بعضی از افراد که سن بالایی دارند ادعا می کنند که در زمان های گذشته خرس را هم دیده اند.

در سالهای بسیار سرد و پر برف در برخی موارد دیده شده است که برخی حیوانات وحشی از قبیل گرگ، روباه و شغال به داخل روستا پناه می برند تا بلکه به غذا دست پیدا کنند در شب های سرد زمستان هم احتمال دارد این حیوانات به داخل خانه ها نفوذ کنند که این امر در سالهای قدیم بسیار فراوان و معمول بود و افرادی که سن بالایی دارند خاطرات زیادی را از ورود این حیوانات به داخل روستا و خانه ها نقل می کنند.خاطراتی همچون ورود گرگ به طویله گوسفندان و خفه و کشتن تعدادی از آنها، ورود شبانه روباه و شغال به داخل لانه های مرغان و...گاهی اوقات حضور این حیوانات در روستا بسیار خطرناک بوده و باعث زخمی شدن افراد محلی نیز شده است. 

در سال‌های اخیر علی رغم کاهش بعضی از انواع جانوران وحشی  در کوهستان های روستای آغچه کندی ولی آن طور که از شواهد بر می آید بر تعداد گرازها افزوده شده است و این مسئله مشکلات جدی را برای کشاورزان آغچه کندی ایجاد نموده است. گرازها در دسته های چند تایی و در شب به مزارع کشاورزان هجوم می برند و پس از زیر و رو کردن خاک باغ ها و شکستن شاخ و برگ درختان مقداری از محصولات را می خورند و مابقی را زیر دست و پا له می کنند. ساکنان روستا برای اینکه از تلفات بیشتر جلوگیری کنند شب ها در باغ ها و مزارع خود می خوابند و از محصولات خود مراقبت می کنند.

از انواع خزندگان نیز از گونه های مختلف مار، مارمولک، عقرب و لاک پشت می توان نام برد.

مارهایی که در روستای آغچه کندی زندگی می کنند به دو نوع سمی و غیر سمی تقسیم می شوند.مارهای سمی بیشتر در مناطق بیابانی و کوهها زندگی می کنند و غذای مورد نیاز خود را از طریق خوردن موش های صحرایی و جوجه پرندگان تامین می کنند ولی مارهای غیر سمی اغلب در کنار رودخانه ها و چمنزارها زندگی می کنند و غذای مورد نیاز خود را از طریق خوردن ماهی ها و قورباغه ها تامین می کنند. 

به دلیل گستردگی پوشش گیاهی روستای آغچه کندی گونه های بسیار فراوانی از پرندگان در دامنه کوهها، بیشه زارها و اطراف رودخانه آلمالو یافت می شود که نمونه هایی از آن عبارتند از: عقاب، لک لک، انواع کلاغ ها،جغد، بلبل،هدهد، کبک، دارکوب، گنجشک،سار و غیره

در میان پرندگانی که در کوهها،بیشه زارها و بیابانهای این روستا زندگی می کنند کبک ها از محبوبیت بیشتری برخوردار هستند اهالی روستا کبک را به خاطر زیبایی و صدای دلنشین زنده گیری کرده و در محیط های خانگی نگهداری می کنند که این امر باعث از بین رفتن قدرت باروری و زاد و ولد این پرنده می شود.

در روستای آغچه کندی دو نوع کبک چوکار و خاکستری وجود دارد که از نظر وزن و رنگ کاملاً متفاوت هستند. کبک های خاکستری دارای پرهای خاکستری با حاشیه سیاه و گلوی سفید هستند این نوع از کبک ها که در زبان محلی به چیل کهلیک معروف است بیشتر در میان باغات، زمین های آبی و حاشیه تالاب ها زندگی می کنند و در همان جا لانه سازی و تخم گذاری می کنند. نوع دیگر کبک که نسبت به کبک های خاکستری از وزن بیشتری برخوردار است کبک چوکار یا همان گوزل کهلیک به زبان محلی است. این نوع از کبک ها بیشتر در مناطق خشک و کوهها زندگی می کند و لانه خود را در زیر علف،گون و یاجاهایی که سایه بان دارد درست می کند تا تخمها از باران و تگرگ در امان باشد. خداوند تعالی انواع رنگ های زیبا و شاد را در خلقت این نوع از کبک به کار برده و آن را در دسته زیباترین پرندگان روی زمین قرار داده است.

متأسفانه در سالهای اخیر شکارچیانی از شهرها و روستاهای دیگر به این روستا می آیند و از غفلت اهالی و اداره محیط زیست منطقه نهایت استفاده را برده و آزادانه به شکار این پرندگان می پردازند.اگر شرایط به همین منوال پیش رود و هیچ اقدامی از سوی اداره محیط زیست شهرستان صورت نگیرد قطعاً این پرندگان منقرض خواهند شد یعنی نسل های آینده نخواهند فهمید که کبک چه بوده و چقدر زیبا بوده است.  

[ پنجشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ ] [ 14:59 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
شور دره(دره شور)

این دره در قسمت ورودی روستای آغچه کندی قرار گرفته و پیدایش آن ناشی از سیلابها، باران های شدید و فرسایش خاکی می باشد.

نام این دره برگرفته از آب شور آن می باشد. اگر چه ظاهر آب زلال،بی بو و بی رنگ است اما به محض تبخیر شدن آب در روز های گرم رسوبات نمک روی ماسه ها و سنگ ریزه های موجود در کف دره به خوبی نمایان می شود.این دره از یک شاخه اصلی و چندین شاخه فرعی تشکیل شده است . شاخه اصلی آن از روستای آغچه کندی شروع و تا مرز روستاهای شمالی ادامه می یابد.  اکثر شاخه های فرعی که به این درّه ملحق می شوند باریک و صعب العبور هستند و همین امر موجب شده تا انسان نتواند برای رسیدن به اهداف خود ساختار طبیعی این مناطق را به هم بزند.

عدم راه دسترسی مناسب به این مناطق باعث شده تا هم پوشش گیاهی در این نواحی حفظ و تقویت شود و هم  گونه های مختلف جانوری که در آنجا زندگی می کنند همچنان به حیات خود ادامه دهند.

[ پنجشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ ] [ 14:39 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
سسلنن داغی

ارتفاع این تپه حدود ۲۰ متر و در قسمت مرکزی شور دره واقع شده است.

 از ویژه گی های این تپه که توجه همگان را به سوی خود جلب می کند انعکاس صدا می باشد. به محض برخورد صدا با این تپه  صدا دوباره برمیگردد و عیناً تکرار شود.قرار گرفتن این تپه در حریم آب باعث شده تا هر ساله بخشی از آن بر اثر سیل تخریب گردد و همین امر موجب شده تا کیفیت صدای تکراری نسبت به سالهای قبل ضعیف و پایین باشد.

[ پنجشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ ] [ 14:28 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]

 

[ سه شنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۱ ] [ 0:6 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]

 

[ دوشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۰ ] [ 23:42 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]

 

[ دوشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۰ ] [ 14:38 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]

 

[ دوشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۰ ] [ 14:15 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
سلوک دره سی

در سالهای نه چندان دور راه ارتباطی دو روستای آغچه کندی و سلوک از این دره می گذشت و رفت آمد های خویشاوندی و تجاری مردم دو روستا با یکدیگر از طریق همین دره صورت می گرفت.عبور از این راه فقط به وسیله چارپایان و وسایل قدیمی مانند تراکتور امکان پذیر بود اما با گذشت زمان و پیدایش ماشین آلات عبور و مرور و ساخته شدن جاده های جدید و آسفالت دیگر هیچ رفت و آمدی از این دره صورت نمی گیرد.همان گونه که نام این دره در روستای آغچه کندی سلوک دره سی می باشد.در روستای سلوک نیز نام این دره  را به آغچه کند دره سی نامگذاری کرده اند.

 

[ دوشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۰ ] [ 14:0 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]

 

[ دوشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۰ ] [ 13:11 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
آلمالی چایی(رودخانه آلمالو)

رود خانه آلمالو از رشته کوههای سهند و ارتفاعات روستای آلمالو از توابع شهرستان بستان آباد سرچشمه می گیرد . هر چه این رود خانه به سمت جلو میرود آب های دیگر از داخل دره ها و چشمه های اطراف به آن اضافه می شوند و سرانجام پس از طی چندین روستا به سد بزرگ سهند می ریزد.آب سالم و با کیفیت این رود خانه باعث شده تا اطراف آن مملو از باغ های سرسبز با درختان میوه گوناگون باشد.

رود خانه آلمالو با چشم انداز های دلنشین خود طراوت و زیبایی خاصی به روستای آغچه کندی  بخشیده و مناظر جذاب و سرسبزی را برای گردشگران مهیا کرده است.

متاسفانه خشکسالی های اخیر و کمبود بارش ها به شدت از آب این رودخانه کاسته و مشکلاتی را  برای کشاورزان روستا به وجود آورده است.

[ دوشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۰ ] [ 12:20 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]

 

[ دوشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۰ ] [ 12:10 ] [ یاسین شهابی راد ] [ ]
آخرین مطالب